جمعه, 22 فروردين 1399
کد خبر: 13180
گزارش تحلیلی درباره نقش زنان در آثار سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

تصویری وام گرفته از جامعه ای بیگانه!

آوینی فیلم: سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را می توان به لحاظ کیفیت آثار، مضامین انتخابی از سوی فیلمسازان و محتوای مغایر با آموزه های دینی و عرفی جامعه ایرانی یکی از ضعیف ترین دوره های تاریخ برگزاری آن دانست. درباره نقش زنان در فیلم ها همین بس که انقدر پرسوناژهای بی خاصیت و عقب مانده در فیلم ها وجود داشت که انتخاب بازیگر برتر نقش های اصلی و مکمل برای اعطای سیمرغ یکی از دشوارترین کارها برای داوران و منتقدان بود.

آوینی فیلم: سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را می توان به لحاظ کیفیت آثار، مضامین انتخابی از سوی فیلمسازان و محتوای مغایر با آموزه های دینی و عرفی جامعه ایرانی یکی از ضعیف ترین دوره های تاریخ برگزاری آن دانست. درباره نقش زنان در فیلم ها همین بس که انقدر پرسوناژهای بی خاصیت و عقب مانده در فیلم ها وجود داشت که انتخاب بازیگر برتر نقش های اصلی و مکمل برای اعطای سیمرغ یکی از دشوارترین کارها برای داوران و منتقدان بود.

این مطلب نیم نگاهی تحلیلی به شخصیت زنان برخی از مهمترین فیلم‌های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر دارد.

زنی محبوس شده در تصمیم همسرش

فیلم «سه کام حبس» به کارگردانی سامان سالور ، درباره زن و شوهر جوانی است که گذشته رهایشان نمی کند . مرد برای بهتر شدن زندگی شان  دست به کارهای خلاف و نا متعارف می زند که دست آخر، زن را نیز درگیر این کارها می کند. زن در این فیلم ، با وجود آنکه به دنبال تغییر در احوال درونی خودش است اما اتفاقات، دست به دست هم می دهند تا او نتواند راه درست را در پیش بگیرد. به گزارش فارس، در این فیلم زن وسیله ای می شود برای درست کردن مخروبه هایی که مرد در زندگی ساخته است. زن در سه کام حبس ، بیشتر از آنکه نقش ناجی یا اصلاح کننده امور را داشته باشد؛ نقش کسی را دارد که باید ادامه دهنده راه تصمیمی باشد که همسرش گرفته است. در این فیلم هم ، همچنان یک نقش مستقل و قوی از زنان نمی بینیم و با غم و اندوه یک زن از دشواری های زندگیش همراه می شویم.

زنی که به جای خودساختگی، زود فریفته شد

فیلم «قصیده گاو سفید» به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها، برخلاف دیگر فیلم های سینمایی که به طور معمول زنان در سایه مردان حرکت می کنند ؛ محور اصلی آن زنی است که همسرش را در یک اتفاق از دست داده است. این زن که حالا ستون اصلی خانواده اش محسوب می شود ، تلاش می کند تا جایگاهش به عنوان یک مادر حفظ شود و برای حفظ تکفل فرزندش ، کارگری می کند. تا این قسمت داستان، زنی را در قاب تصویر می بینیم که مهر و از خود گذشتگی مادرانه اش در کنار سخت کوشی هایش از او یک زن متکی به نفس ساخته است. اما وجود یک مرد در زندگیش باعث می شود، او نمایشی از یک زن احساساتی ، آسیب پذیر و زود باور می شود. زنی که زندگی تجردی در عین به دوش کشیدن بار مسوولیت فرزندش ، باید به حدی از پختگی رسیده باشد که به هر فردی اعتماد نکند و از هر اتفاقی در زندگی‌اش به سادگی نگذرد، برعکس تمامی انتظارات، با ساده دلی و بدون هیچ پرسشی، دل به ناجی از راه رسیده اش می سپرد. در این فیلم هم به جای آنکه با یک زن موفق و مستقل رو به رو شویم با زنی متکی و ضعیف مواجه هستیم.

 

تقابل دو زن برای حضور در جامعه 

فیلم «عامه پسند» از سری فیلم های سهیل بیرقی است که با قصه ای برای زنان ساخته شده است. قصه درباره زنی میانسال است که جوانی اش به خانه داری و تربیت فرزند گذشته است و پس از سال ها متوجه می شود که همسرش در حال خیانت به او ست. زن طلاق می گیرد و به زادگاهش برمی گردد . به جایی که زن مطلقه را نمی پذیرند و استقلال زنی که سایه مردی پشت سرش نیست را سرکوب می کنند. زن در این فیلم دو چهره دارد یکی شخصیت اول که بدون هیچ مهارتی، در جامعه ای رها می شود و می‌خواهد انبوه خشم های سرکوب شده اش را  به یک جسارت و غرور تبدیل کند که در این راه ، شرایط جامعه، بی تدبیری و شخصیتی که از  زن در طی سال ها شکل گرفته، موانعی می شوند برای رسیدن به موفقیت.

شخصیت زن دیگر قصه فیلم، کسی است که بر خلاف چهره و ماهیت مردسالارش، از مردان تنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصدش استفاده می کند. همسر این زن بیشتر نقش عروسک خیمه شب بازی را دارد و او را در جامعه می توان  یک مرد با کفش های پاشنه بلند دانست تا یک زن. لذا در این فیلم هم ما به جای آنکه چهره یک زن موفق را ببینیم، بیشتر شکست او را می بینیم و یا عامه پسند ، زنی را به ما معرفی می کند که به جای آنکه با هویت مستقل خودش را به جامعه معرفی کند، تحت پوشش مردان، به موفقیت می رسد.

 

زنانی که قربانی دنیای خشن مرد سالارانه می شوند

فیلم «شنای پروانه/» ساخته محمد کارت، قصه ای دارد که در ورای مرد محور بودن فیلم، این زنان هستند که خمیر مایه اصلی داستان را تشکیل می دهند. زنانی که قربانی دنیای مرد سالارانه می شوند و هیچ راه ستیزی ندارند  و با ریختن خونشان به ناحق، جرقه ای زده می شود که واقعیات خشن و پر از خشم و خشونت مردان طبقه ضعیف جامعه نمایش داده شود. در این فیلم، چهره ای از زنان را می بینیم که درخواست های به حق و طبیعی شان در لابلای تعصبات منفی و مردانه به چشم نمی آید و ملموس ترین حق یک زن یعنی تلاش برای مادر شدن به خاطر علاقه همسرش به اثبات وفاداری به برادرش، نادیده گرفته می شود. خط اصلی داستان هم قربانی شدن یک زن به خاطر کاری است که خودش هیچ نقشی در آن نداشته است. زنان «شنای پروانه»، نه تنها موفق نیستند بلکه تنها کسانی هستند که در فیلم، به آنها چه جسمی و چه روحی، ظلم شده است.

 

زنی موفق که بی صدا، بد شد

فیلم «بی صدا حلزون»، قصه یک زن و شوهر ناشنواست که از هم جدا شده اند و موضوع ناشنوایی کودکشان ، دست مایه داستان فیلم می شود. در این فیلم بهرنگ دزفولی زاده ، زن به دنبال امرار معاش و راهی برای بهبود زندگی خودش و پسرش است . او تلاش می کند و برای هدفش ، دست به هرکاری می زند . دقیقا عبارت دست به هرکاری زدن است که باعث می شود ، دیدگاه مثبتی که درباره شخصیت اول داستان داریم ، خراب شود. این زن تا جایی که با یک شخصیت مستقل نمایش داده می شود و برای بقای زندگی خود می‌جنگد، ستودنی است اما وقتی ارزش های انسانی را دستاویزی برای رسیدن به هدفش می کند ، به یک ضد قهرمان تبدیل می شود و حتی برخی ، این نوع تصمیم گیری زن را به پای احساساتی بودن آن می نویسند. بی صدا حلزون می توانست تصویری از یک زن با اعتماد به نفس و خود متکی باشد اما دست آخر به یک فرد خودخواه و جاه طلب تبدیل شد.

 

زن در«تومان» نمادی از نقش سنتی زنان

فیلم خسته کننده «تومان» به کارگردانی مرتضی فرشباف یک داستان مردانه است. در این فیلم، زنان جایگاهی ندارند وجز یک شخصیت، مابقی زنان یا از دور نمایش داده می شوند یا چهره شان مشخص نیست. در تومان فقط یک شخصیت زن وجود دارد که تنها وجوهی از شخصیت او را می بینیم که پیش تر در الهه های یونانی این ویژگی ها را دیده ایم. زن در این فیلم ، زیبایی وسوسه کننده دارد و بیشتر به اروتیک بودن سکانس‌ها کمک می کند، او ابزاری برای تخلیه روانی مرد است و نمودی از جنبه علاقه به تشکیل خانواده. این زن مانند آن چیزی است که در گذشته و در بافت سنتی جامعه از زنان توقع می رفت. این زن در خانه نشسته و منتظر وصال است و تنها کاری که می کند دلبری است. در این فیلم ، زن با جنس لطیف و دلبرانه اش ظاهر می شود تا به عنوان یک فرد و یک شخصیت مجزا.

 

روز صفر، قصه ای بدون زن

در میان فیلم‌های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، «روز صفر» تنها فیلمی است که در آن هیچ زن ایرانی حضور ندارد. این فیلم مانند فیلم های آمریکایی یک سوپر قهرمان دارد که بدون آنکه ردپایی از حضور یک زن در زندگی اش وجود داشته باشد یک تنه به مبارزه علیه ظلم وآدم بدهای قصه برمی خیزد. شاید عدم استفاده از کارکتر زن به دلیل فضای جنگی و خشنی باشد که اتمسفر فیلم ایجاد کرده است. با این حال، انکار حضور قدرتمند زنان در حوزه های مختلف علی الخصوص ، حوزه نظامی و اطلاعاتی حتی با وجود محدودیت ها،  چندان موجه نیست.

 

زنی ناجی که تسلیم شرایط شد

فیلم «ابر بارانش گرفته» ساخته مجید برزگر از معدود فیلم های این جشنواره است که شخصیت اصلی آن یک زن است و در نهایت بازیگر گمنام این فیلم سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره را گرفت. «ابر بارانش گرفته» داستان زنی با شخصیت مرموز است که ناجی مردانی می شود که در حال تجربه درد به طور سهمگین آن هستند. او آن قدر ارتباط عمیقی با بیمارانش بر قرار می کند که می تواند در دنیای ناخودآگاه آنان نیز ورود کرده و با آنها  هم ذات پنداری کند. این زن ، می خواهد نجات دهنده طیفی از مردان باشد که برای بقا نیاز به پرستاری دارند که عطوفت و محبت ودلسوزی داشته باشد یعنی همه چیزهایی که در وجود یکزن خلاصه می شود.دست آخر اما این زن ، یارای مقابله با شرایط بیرونی را ندارد و به ناچار تسلیم خواسته اطرافیان بیمارش می شود.

 

یک فیلم با نمایش ارزش های یک زن در مقاومت

«آبادان 1160» فیلمی درباره دوران دفاع مقدس و به کارگردانی مهرداد خوشبخت است. فیلمی که مربوط به سرپا نگه داشتن رادیو نفت در زمان حصر آبادان است. این فیلم توانسته نقش در خور و مناسبی را نیز برای زنان در نظر بگیرد. زنانی که دوشادوش مردان از خاک و موطنشان دفاع می کنند و بدون هیچ وابستگی به مردان، با مهارت خود می‌توانند نقش سازنده‌ای در جنگ داشته باشند. در این فیلم سعی شده هم تفکر قالبی مردان درباره عدم حضور زنان در صحنه جنگ و خانه نشین کردن زنان،  به نمایش گذاشته شود و هم تقابل زنان در برابر این تفکر. در این فیلم، چهره ای از دختران و زنانی را می بینیم که توانستند فارغ از ابعاد جنسیتی فردی مفید برای جامعه باشند.

 در همین تعداد انگشت شمار از فیلم های جشنواره به سادگی می توان یک الگوی از پیش تعیین شده برای زنان قصه ها در نظر گرفت. زنانی که نتوانستند در مقام یک زن جایگاه ویژه خود را به جامعه نمایش دهند و حتی اگر شخصیت آنها در فیلم، طوری پرداخته شده بود که نمادی از استقلال و عزت نفس و حس ارزشمندی را برای این جنس لطیف به نمایش بگذارد اما دست آخر و به واسطه فیلم نامه، ابراز تمام و کمال  این نماد با شکست مواجه شده است.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.