سه شنبه, 19 فروردين 1399
کد خبر: 13172
گزارشی درباره انتخاب فیلم های ضد انقلابی برای جشنواره فجر انقلاب!

از تمایل به نمایش صحنه اروتیک تا حمله به احکام دینی

آوینی فیلم: وقتی آثار این روزهای سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را مشاهده می کنیم، به جز تعداد معدودی فیلم که به سلامت روایت می شوند، با فیلم هایی مواجه می شویم که نه تنها نسبتی با عنوان جشنواره ندارند بلکه نگاه مغرضانه سازندگان شان کاملا پیداست. در این شرایط باید پرسید که هیات انتخاب جشنواره با چه نگاه و تحت چه حال و هوایی به این فیلم های توهین آمیز به دین و کشور مجوز حضور داده است!
آوینی فیلم

همچنان جمله معروفی میان اهالی سینما و رسانه رایج است که «جشنواره فجر، آینه ی یک سال سینمای ایران است.» اگر همین را مبنای تحلیل خود قرار دهیم باید از اوضاع نامناسب سینمای ایران در سال پیش رو واهمه داشته باشیم. سینمایی که در گرداب آثاری با نگاه چرک و آلوده و با نگاهی مغرضانه نسبت به دین و آئین و ملیت جامعه خود در حرکت است و فیلمسازانی دارد که سینما را بهانه ای برای تزریق کینه های شخصی و رواج تفکرات غربی می دانند. این یادداشت مروری بر چند فیلمی دارد که با رویکرد مغرضانه ساخته شدند و با کمال تعحجب توسط هیات انتخاب جشنواره فجر مورد پذیرش قرار گرفتند.

بهرام

از حواشی خارج می شویم که معمولا در اطراف نشست های خبری فیلمها می گذرد و مثلا در آن بازیگری مطرح اعتقادش را درباره حجاب به شکلی زیرپوستی و در قالب شوخی ارائه می کند و عنوان می کند که روسری را به اجبار سر کرده است! در متن جشنواره و در میان داستان هایی که روایت می شود و گاه ناتوان از روایت است، اتفاقاتی در حال جریان است که با بررسی و دنبال کردن سرنخ های به دست آمده از شکل طراحی داستان ها و در کنار هم قرار گرفتن فیلمها مشخص می شود که جریانی به دنبال انتقال تفکری است که ریشه هایش جایی خارج از مرزهای کشور است. از تفکر لیبرالی که در قامت شخصیت های مدعی نمایان می شود تا اومانیسمی که دین را فدای عناوینی به ظاهر زیبا از انسانیت می کند و از فمینیستی که تحت عنوان جعلی دفاع از حقوق زنان در برخی از آثار این دوره از جشنواره قابل ردیابی است.

فیلم فجر

به گزارش آوینی فیلم، سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در حال برگزاری است. عنوان این رویداد سالیانه و زمان برگزاری و ماهیت راه اندازی اش، ماهیت «فجر» را نمایان می سازد اما برخی از آثار انتخاب شده توسط هیات انتخاب جشنواره کاملا در نقطه مقابلِ این ساختار تفکری قرار می گیرد. فیلم هایی که ساخته می شوند تا به شکل مستقیم و غیرمستقیم به سراغ ارزش های حکومت اسلامی ایران و باورهای عرفی جامعه ایرانی بروند. اگر در دوره ی گذشته جشنواره، «قصاص» بهانه ای برای حمله این طیف منتقد به دین و حکومت ایران بود، در این دوره موارد شرعی و عرفی دیگری هم اضافه شده است. برای نمونه فیلم «مغز استخوان» ساخته حمیدرضا قربانی؛ دستیار سابق اصغر فرهادی با سوء استفاده از مهر گرانقدر مادرانه، اخلاق را در برابر شرع قرار می دهد و احساس را ابزاری برای عبور از احکام شرعی در نظر می گیرد. فیلمی که به ظاهر بحران خانواده ای را روایت می کند که پسربچه ای درگیر سرطان دارد و علی زرنگار؛ نویسنده آثار وحید جلیلوند راه درمان را استفاده از بند ناف کودک آینده ای می داند که برای زوج قصه، طعم تلخی جدایی را به دنبال دارد، چرا که پدر واقعی کودک بیمار، مرد دیگری است که قتلی را به گردن گرفته و آماده برای اعدام است. داستانِ تقابل دین با اخلاق از همین نقطه کلید می خورد. وقتی مادر (با بازی پریناز ایزدیار) هر کار غیر شرعی و غیرقانونی را برای نجات فرزندش مجاز می شمارد. مجوزی که نویسنده و کارگردان به شخصیتش داده و از این رو با گذرنامه ی پارتی بازی، مدت زمان شرعی رعایت عِدّه پس از طلاق را هم زیرپا می گذارد! فیلمی که سکانسی چیده شده برای همبستری نیز طراحی می کند و عدم رعایت احکام دینی را زیر سایه ی مهر مادرانه تجویز می کند.

فیلم

فیلم «قصیده گاو سفید» ساخته بهتاش صناعی ها و با همراهی همسرش ؛ مریم مقدم -بازیگری که سابقه بازی های نامتعارف در فیلم های هنجارشکنانه همچون «پرده» پناهی را دارد- به شکل مشخصی به نقد موضوع قصاص می پردازد و تیرش به سمت قوه قضا است؛ حکمی به ناحق صادر شده و یک قاضی که با وجدان خراب سر می کند. فیلم ابائی از نمایش صحنه اروتیک هم ندارد. انگار این سکانس آلوده باید در هر دوره از جشنواره فجر در قالب فیلمی نمایان شود که سال گذشته «درخونگاه» بود و هوس آلودگی نگاه زن و مردی به یکدیگر و امسال یک قاضی و زنی نامتعارف، حجاب حیا را از تن سینمای ایران برمی دارد.

فیلم

فیلم «سینما شهر قصه»، عشق به سینما را راهی برای حمله به انقلاب اسلامی قرار می دهد. از همان سکانس ابتدایی، نمایشِ به آتش کشیده شدن سینماها از نام فردین و فیلم برادرکشی آغاز می شود و فیلم با تدوین موازی میان فیلم های پیش از انقلاب و شخصیت های سینمایی اش در پس از انقلاب، همه کنایه و نقدهایش را نثار حکومت اسلامی می کند! پدر زن شخصیت اصلی فیلم( با بازی فرخ نعمتی) که مردی متدین است، سینما را عامل فساد می داند و همین شخصیت که به عنوان نمادی از حکومت اسلامی ایران معرفی می شود، راهی نزد فیلمساز می سازد که تحت پوشش داستانی عاشقانه، عشق به سینما و وقوع انقلاب اسلامی را دو نقطه متضاد و دور هم ترسیم کند. نکته اینجا است که کیوان علیمحمدی و علی‌اکبر حیدری آن جمله تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی را در اولین روز فجر انقلاب فراموش کردند که «ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم».

فیلم

فیلم «سه کام حبس» چنان در تیرگی به سر می برد که نه تنها نقطه امیدی در جهان سازنده اش یافت نمی شود بلکه این جامعه را سراسر در چرکی و نکبت تعریف می کند. فیلم نه تنها مدافع حقوق انسان و زن ایرانی نیست بلکه با چنین نگاه دورمانده نسبت به قشر مهمی از جامعه، آنها را مورد توهین قرار می دهد.

فیلم

فیلم های دیگری هم توسط هیات انتخاب به جشنواره فجر انقلاب راه پیدا کردند که اصولا دلیل ساخت و لزوم تماشای آنها نزد مخاطب مورد سوال است. مثل فیلم «تومان» که ظاهرا در منطقه ترکمن روایت می شود اما نه تنها نشانه ای با مردمان شریف آن دیار ندارد بلکه کاراکترهایی پیش چشم بیننده قرار می دهد که نسبتی با آدمیزاد ندارند و فضای زندگی شان بیشتر شبیه باغ وحش است! یا فیلم «تعارض» که ادعای روایت گری صرف از طریق دوربین مدار بسته دارد ولی چنان خام دستانه توسط سازنده اش اجرا می شود و چنان ایده ای تکراری و نگاهی نخ نما را دنبال می کند که کمتر بیننده ای طاقت تماشای همه دقایقش را پیدا می کند. «تعارض» چنان در قصه کم می آورد که دست به دامن آهنگ های شیش و هشت لس آنجلسی می شود و رقاصی «رضا تمدن»(با بازی رضا بهبودی) چاره کار از سوی سازنده اش می گردد! فیلمی ساخته شده توسط محمدرضا لطفی که به لطف تاسیس دفتر سینمایی امیر سیدزاده در جمهوری چک توانسته تحت عنوان محصول مشترک به نمایش دربیاید اما همچون ساخته قبلی فیلمساز جوانش در نهایت اکران مهجوری در هنر و تجربه پیدا خواهد کرد.

فیلم

به گزارش آوینی فیلم، جشنواره فجر در این سالهای اخیر فضایی شده برای نمایش فیلم هایی که از فرط دور زدن خط قرمزهای اخلاقی، امکان مجوز نمایش سراسری پیدا نخواهند کرد یا چنان خام و غیر سینمایی و بی مخاطب هستند که جایی در اکران مردمی نمی یابند. جشنواره ای که قرار بود آینه ای از سینمایی باشد که از دل جامعه اش برآمده اما فرصتی شده برای برخی از مغرضان که در قالب فیلم به جنگ دین و آئین بروند.  


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.