پنجشنبه, 1 اسفند 1398
کد خبر: 13171
نقد فیلم «روز صفر» ساخته سعید ملکان از آثار سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

فیلمی فراتر از سینمای ایران

آوینی فیلم: تماشای آثار به نمایش درآمده در دو روز اول سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر جز سرگیجه و خستگی و تلخی بهره ای برای مخاطب نداشته است، اما وقتی به اولین اکران فیلم «روز صفر»، اولین ساخته سینمایی سعید ملکان در مقام کارگردان می رسیم، قضیه کاملا رنگ متفاوتی می یابد؛ فیلمی که ابعاد سینمایی دارد و حس عشق ورزیدن به وطن را از میان تار و پود به هم پیوسته درام به مشام مخاطب می رساند.
آوینی فیلم

فیلم «روز صفر» از ماجرای واقعی دستگیری «عبدالمالک ریگی» حاصل شد. داستان پُر تعلیق تعقیب و گزیر میان سیاوش؛ مامور امنیتی ایران( با بازی امیر جدیدی) و مالک (مجرم تروریست معروف با بازی ساعد سهیلی). از این جهت تفاوت آشکاری میان «روز صفر» با «شبی که ماه کامل شد» در ژانر سینمایی و مسیر حرکتی درام شکل می گیرد. آن یکی ژانر ملودرام با ته مایه سیاسی بود و «روز صفر»؛ یک تریلر سیاسی با رعایت قواعد ژانر پلیسی معمایی و بر مبنای عملیات ضد جاسوسی است. در واقع «روز صفر» به دنبال واکاوی شخصیت عبدالمالک و همراهانش نیست و به جز چند سکانس محدود که از نقش وهابی ها در تعلیم کودکان برای انجام عملیات تروریستی می گوید، به دنبال ریشه های شکل گیری گروهک جندالشیطان و تفکرات مسموم عبدالمالک ریگی نیست و اصولا شخصیت اصلی فیلم؛ مامور امنیتی است، نه تروریستی که در تاریکی عمرش را گذراند. از سویی اگر فیلم آبیار با لرزش مداوم دوربین گاه بیهوده در پی خودنمایی در اجرا بود، در «روز صفر»، حادثه محور بودن فیلم در مسیر طراحی داستان و در خدمت کنش و واکنش میان مجرم و مامور بنا شده است.

فیلم روز صفر

«روز صفر» به روزی خاص در فضای عملیات تروریستی دار و دسته عبدالمالک ریگی اشاره دارد. روزی که از پس جلسه ضد ایرانی این تروریسم مخوف و حامیان آمریکایی اش طراحی می شود تا در روزی مشخص در چند شهر ایران در قالب انفجارهایی ویرانگر به اجرا دربیاید اما با تلاش مامور قهرمان ایرانی و شکار ریگی، عملیات روز صفر خنثی می شود. به گزارش آوینی فیلم، سعید ملکان بعد از سالها تجربه در زمینه چهره پردازی و تهیه کنندگی و حتی نویسندگی با همراهی «بهرام توکلی»؛ دوست وفادارش اولین اثر را به عنوان کارگردان در کارنامه کاری اش ثبت کرد و کیفیت اجرایی فیلم «روز صفر» نشان می دهد که پشت دوربین مردی ایستاده که سینما را به خوبی می شناسد و توانایی اجرا و ثبت یک درام دلهره آور را دارد.

فیلم روز صفر

هر چند می توان از همان سکانس اول به تابلوی خوش رنگی که از فضای زیست بچه های تحت تعلیم ریگی به ثبت رسید، شروع به نقادی فیلم کرد که تنها زیبایی دارد و در مسیر نمایش پلشتی جهان زیست شخصیت ها نیست. می توان از پلیس متفاوت و کمی غریبه با سیمای آشنای مامور ایرانی به عنوان نقطه ای مبهم در فیلم «روز صفر» یاد کرد. می توان روند پیچش داستان را در میانه های فیلم مورد نقد قرار داد که از عمق معمایی بودن به سکانس هایی سطحی می رسد، اما نمی توان عظمت اجرای کارگردانی ملکان، قدرت فیلمبرداری و نورپردازی علیرضا قاضی، ارزش تیم بدلکاری ارشا اقدسی و ارزش های فنی جلوه های ویژه میدانی و بصری فیلم را نادیده گرفت. فیلمساز با رعایت تمپوی فیلم در تمامی دقایق اثری پُرکشش با ریتم مناسب می آفریند به گونه ای که تدوین پرشتاب فیلم موجب دوری مخاطب از خستگی می شود.

فیلم روز صفر

«روز صفر» بر مبنای قواعد همیشگی تعقیب و گریز در سینمای پلیسی بنا می شود و با دستمایه قرار دادن عملیات پیچیده دستگیری عبدالمالک ریگی به سرپرستی یک مامور امنیتی سختکوش و باهوش، مخاطب را به دل تعلیق و هیجان می برد. مبنای چگونگی شکار یک تروریست شناخته شده بارها در فیلم های هالیوودی و از جمله در فیلم اسکاری «سی دقیقه پس از نیمه شب» ساخته کاترین بیگلو به نمایش درآمد که در آن یک مامور سازمان سیا با انواع ترفندها در پی شکار بن لادن بود. «روز صفر» در طراحی سکانس ها و ترسیم شکل معمایی روایت تا حدی به آن فیلم شباهت می یابد و برای طراحی فرم متفاوتی از وجوه حرکتی شخصیت اصلی داستانش -همانند برخی از پلیس های نام آشنای سینمای جهان- عادت خاصی را برای «سیاوش» طراحی می کند. از این جهت مامور امنیتی «روز صفر» به دفعات به شکستن قولنج گردن اقدام می کند. فیلم به جهت داستان موش و گربه بازی میان مجرم و مامور روندی مشابه با «متری شیش و نیم» در شکل یابی روایت پیدا می کند با این تفاوت که سعید ملکان تا حد بسیاری از کلیشه های آشنای سینمای موسوم به اجتماعی دور شده و همه تمرکزش به اجرای عملیات تعقیب و گزیر می شود.

فیلم روز صفر

 می توان به «روز صفر» خرده گرفت که به جای طراحی یک مامور بین الملل ایرانی در طراحی شخصیت و لباس و نوع زیست کاراکتر اصلی اش تا حدی گرایش به هکر «نهنگ آبی» پیدا کرده است. سریالی که زوج «ملکان/ توکلی» را به عنوان تهیه کننده و نویسنده داشت. از سویی شخصیت «سیاوش» در «روز صفر» در خلاء ساخته می شود و نویسنده هیچ شناسنامه ای از زندگی اش پیش روی مخاطب قرار نمی دهد، جز این که می دانیم انسانی تنها و ماموری وظیفه شناس و باهوش است. اما «روز صفر» حدیث جان نثاری یک مامور وظیفه شناس در ایفای تعهد دفاع از سرزمین ایران و مردمانش می باشد. سکانس پایانی فیلم که از زبان اول شخص روایت می شود، دغدغه ذهنی و قلبی مامور امنیتی کشور است که می داند روزی در مسیر انجام وظیفه ی خطیرش در مقابل تیر دشمن قرار می گیرد اما او چنین لحظه ای را باشکوه می پندارد و فیلمساز به دور از شعارهای مرسوم، جمله پایانی را به عنوان غزل سراییِ شیرینی از خواست کاراکتر مبنا قرار می دهد که آن حفظ امنیت ملی و رسیدن به آغوش وطن است. فیلم «روز صفر» به لحاظ فنی فراتر از سینمای ایران و به دور از تلخ اندیشی آثار فیلمسازان مدعی تحت عنوان کلیشه ای «متعهد اجتماعی» است. فیلمی که قابلیت این را دارد تا به عنوان اثری ایرانی در گستره بین المللی به نمایش در بیاید تا مخاطبان غیرایرانی هم دریابند که چگونه امنیت منطقه و در سطحی گسترده تر جهان، مدیون رشادت ماموران قهرمان ایرانی است.

سعید ملکان با انتخاب لوکیشن های متعدد و صرفه وقت و هزینه لازم نشان داد که همچنان به کاری که در سینمای ایران انجام می دهد به درستی اهمیت می دهد. با این حساب «روز صفر» را می توان شانس اول مهمترین سیمرغ جشنواره فیلم فجر یعنی «بهترین فیلم» دانست و کاندیداتوری اش را در چند رشته از جمله کارگردانی پیش بینی کرد. فیلمی که می تواند در جشنواره فجر و در اکران سراسری با اقبال طیف های مختلف فکری و سینمایی همراه باشد چون سرشار از عشق به ایران است و نگاه به قهرمانان گمنام و ناشناخته ای دارد که جانشان را در راه امنیت کشور می گذارند و بی هیاهو از کنار دوربین های خبری عبور می کنند.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.