پنجشنبه, 1 اسفند 1398
کد خبر: 13167
گفتگوی آوینی فیلم با امیر امیری نویسنده و کارگردان نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور»

براساس علاقه ای که به شهید رجایی دارم، این موضوع را انتخاب کردم

آوینی فیلم: نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور» به کارگردانی امیر امیری در ۶ اپیزود از طرفی گوشه چشمی به رمان جنایت و مکافات دارد و از طرفی دیگر مساله نفاق را به نقد درمی آورد. این نمایش با نگاهی متفاوت نسبت به ماجرای ترور دفتر نخست وزیری در سالهای ابتدایی انقلاب، با ماجراهای تروریسم جهانی و این روزهای ما هم نزدیکی دارد. نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور» در تماشاخانه مهرگان بهانه ای شد برای گفتگو با امیر امیری، نویسنده و کارگردان این نمایش.
آوینی فیلم

 نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور» به کارگردانی امیر امیری در ۶ اپیزود از طرفی گوشه چشمی به رمان جنایت و مکافات دارد و هم مساله نفاق را به نقد درمی آورد. این نمایش با نگاهی متفاوت نسبت به ماجرای ترور دفتر نخست وزیری در سالهای ابتدایی انقلاب، با ماجراهای تروریسم جهانی و این روزهای ما هم نزدیکی دارد. نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور» در تماشاخانه مهرگان بهانه ای شد برای گفتگو با امیر امیری، نویسنده و کارگردان این نمایش که متن آن در ادامه منعکس می شود.

امیری

آقای امیری در ابتدا کمی دربار پیشینه تئاتری خود بگویید.

در سال های اخیر چند کار نمایشی اجرا کردم. نمایش «ملاقات مرد دوزخی» که مضمون عاشورایی داشت و در سالن سرو اجرا شد و نمایش دیگر هم «چیزی شبیه حسین پناهی» نام داشت که درباره آسیب های فضای مجازی برای زبان فارسی بود. چند کار نمایشنامه خوانی و کار رادیویی هم انجام دادم و آخرین کارم هم نمایش  «مجلس قتل رئیس جمهور» است.
سوژه خاص و مهم عملیات ترور در دفتر نخست وزیری کمتر بازتاب هنری یافته است. شما با چه نگاهی سراغ این موضوع رفتید؟

هیچ نهادی با این نمایش همراهی نکرد و براساس علاقه ای که به شهید رجایی دارم، این موضوع را انتخاب کردم. از طرفی مسیر کاری ام در این چند سال اخیر بر محور نقد تزویر و دورویی بوده است. این دو دغدغه با هم ترکیب شد و با توجه به منافق بودن عامل ترور و سرنوشتی که پیدا کرد، به این نمایشنامه رسیدم. شخصیت مسعود کشمیری از این لحاظ برای کار کردن جالب  است که ابهام زیادی در زندگی او وجود دارد و حتی هنوز شرایط زندگی و مرگ وی به طور کامل مشخص نشده است. ما خیلی درباره گذشته کشمیری اطلاعاتی نداریم و می دانیم که کار امنیتی در ارتش می کرد و یک مدتی هم شغل اداری در شرکتی داشت. این متن حاصل مطالعاتی است که به شیوه خودم انجام دادم و دنبال اسناد مهمی بودم و به همین دلیل مصاحبه افرادی که در این ماجرا به شکل نزدیکی دخیل بودند را مطالعه کردم. مثلا شواهد نقل شده از یک بازاری را از روز ترور خواندم.

نمایش مجلس قتل رئیس جمهور

با توجه به اطلاعات محدودی که از کشمیری وجود دارد و ابهاماتی که درباره زندگی اش باقی است، به این ساختار نمایشی توام با تخیل رسیدید یا اینکه شیوه فوق براساس علائق تان شکل گرفت؟

فرم براساس محتوا شکل می گیرد و وقتی محتوای داستانی ما سراسر دارای ابهام است، باید فرم به کار رفته هم دارای همین ابهام باشد. برای همین از شیوه ای استفاده کردم که سراسر مبتنی بر تخیل و ابهام است. در واقع ما ناچار بودیم که از این فرم تبعیت کنیم، فرمی که سراسر ابهام و خیال و بازی است. متن موجب شد که چنین شیوه ای را به کار ببرم. از طرفی از رئالیسم اصلا خوشم نمی آید و سعی می کنم در کارهایم ترکیبی از رئال و سورئال یا خیال و واقعیت را به کار ببرم.

فکر نمی کنید این شیوه باعث شده که وجوه واقعی عملیات ترور و خاستگاه فکری کشمیری در درجه دوم اهمیت قرار بگیرد؟!

اصلا برایم مهم نبود که درباره این واقعه به شکل جزئی صحبت شود. به نظرم اگر یک مخاطب خارجی هم هزار سال دیگر هم این متن در دستش قرار بگیرد و آن را بخواند، به این فکر می کند که یک آدمی در تاریخ جنایتی انجام داده و بعد از آن گرفتار نقابی شده و تا آخر عمرش از این نقاب خلاص نشده است.

ماسکی که تا دقایق پایانی نمایش روی صحنه است، ناشی از پنهان کاری می باشد یا عذابی است که شخصیت اصلی نمایش با آن دست به گریبان است؟ چون عنصر دراماتیزه ای برای انتخاب این نوع پوشش در شخصیت نمی بینیم! اصلا چرا دلقک بودن و رقاصی را برایش در نظر گرفتید؟!

ما یک نقاب سفید بدون هرگونه نشانه اضافی روی صورت شخصیت کشمیری گذاشتیم. ما در این نمایش می گوییم که این شخص بعد از فرار از ایران به پاکستان رفته و مدتی در یک گروه فراماسونری بود و بعد از اینکه لو رفت، به آمریکا رفت و چندین سال به عنوان دلقک بوده و سپس از ترس لو رفتن به فرانسه رفت و در کاباره کار کرد. همه این مسیرها براساس تخیل شکل گرفت و اگر هم موقعیت های مختلف جغرافیایی را برای قصه گویی انتخاب کردم، برای این بوده که عنوان کنم که تزویر در همه جوامع می تواند وجود داشته باشد و ریا فقط برای ما نیست و این اشتباه است که گفته شود مسلمانان ریاکار هستند. در همه جای دنیا دورویی و نفاق را می توان پیدا کرد و این موضوع به افراد جامعه آسیب می رساند و نهایت این آسیب جنایت است. شخص منافق برای اینکه تزویرش آشکار نشود، به پنهان کاری دست می زند. ما براساس یکسری اطلاعات محدود دست به خیال پردازی زدیم و فکر کردیم می تواند جالب باشد. مثلا براساس اطلاعاتی که به دست آوردیم، شخصیت کشمیری در دوران دانشجویی به کلاس رقص می رفته و به همین دلیل حرفه شخص را در نمایش تعیین کردیم.

نقاب در ادبیات نمایشی کاربردهای بسیاری پیدا می کند و در فرهنگ ما هم به اشکال مختلف نمایان بوده است. کاربرد دراماتیک این ماسک روی صورت شخصیت اصلی نمایش چه موارد دیگری بوده است؟

ماسکی که روی صورت بازیگر گذاشتیم دارای یک المان بسیار ساده است. به همین دلیل من نقاب ساده سفید را انتخاب کردم. گذاشتن نقاب می تواند نشانه ای از پنهان کاری و دورویی باشد. ما هیچ نشانه اضافی روی این ماسک و چهره به کار نبردیم تا تماشاگر با یک آدم و نقاب مواجه شود. می توانم بگویم شخصیت اصلی نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور»، نقاب است. در واقع همه ریاکاری ها و نفاق ها و تظاهری که شخصیت اصلی نمایش با آن مواجه است در قالب ماسکی که به صورت می زند، نمایان می شود.

در اوج روایت برخی از اپیزودها با استفاده از نورهای متمایل به رنگ قرمز و استفاده از موسیقی پرکشش با همراهی سازهای کوبه ای نوعی فضای وهمناک برای مخاطب ایجاد می شود. چقدر ایجاد موقعیت ترکیبی وهم و ترس در اجرای نمایش برایتان مهم بوده است؟

آدمی که نقاب روی صورت زده است، ترسناک است، چون مشخص نیست پشت صورتش چه چیزی پنهان است. برای همین در لحظاتی که نقاب را در زمان نمایش برمی دارد، موسیقی ترسناک را داریم. وقتی در جامعه انسان هایی هستند که نقاب دورویی و نفاق دارند، خیلی رازآمیز و ترسناک می شوند. بحث نفوذ که رهبری مطرح می کند در زمینه فرهنگی هم وجود دارد و مهم است که گفتمان شخص اول کشور تبدیل به اثر هنری شود.

نمایش مجلس قتل رئیس جمهور

بحث ترور و مساله تروریسم جهانی به سردمداری آمریکا همچنان علیه ایران در جریان است و شهادت یکی از قهرمانان وطن از آخرین نتایج آن بوده است. چقدر انتخاب این حادثه در تعیین زمان اجرای نمایش شما نقش داشته است؟

بطور حتم بحث ترور و نقد تروریسم یکی از مواردی بود که در شکل گیری این نمایش تاثیر داشته است و کشور ما در طی این سالها همیشه از این بابت ضربه دیده است. اما مهمترین مساله ما در نمایش «مجلس قتل رئیس جمهور» نقد منافق و ریا بوده است که می تواند در هر جامعه ای وجود داشته باشد.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.