دوشنبه, 11 فروردين 1399
کد خبر: 13157
تحلیل و بررسی شوی جدید سلبریتی های بی ریشه

دست هایی که می خواهند چراغ «فجر» را خاموش کنند

آوینی فیلم: اگر تدبیر و منش کافی نزد هر انسانی باقی باشد، می تواند به این باور برسد که دادخواهی ایرانیان در ماجرای به شهادت رساندن سردار گرانقدر مقاومت و مرد شماره یک مبارزه با تروریسم، باید مهمترین اصل باشد و جنایتکار شماره یک عالم به سرکردگی این روزهای دونالد ترامپ باید به دادخواهان جهان بابت طرح ترور «حاج قاسم سلیمانی» جوابگو باشد اما برخی افرادی که عقلانیت را در موقعیت های مختلف جا میگذارند، وارد دایره ای شدند که نقش ها را تغییر داده و شاکی را به جای مجرم معرفی می کند.
آوینی فیلم

بعد از رفتار هیجانی بعضی از بازیگران و مجریان که همراه با نامه خداحافظی از تلویزیون به دلیل اظهارات یک فرد در یک برنامه تلویزیونی بود، چند روزی است سناریوی جدیدی توسط برخی از اهالی فرهنگ و رسانه با انصراف از شرکت در جشنواره های مختلف «فجر» آغاز شده است اما بررسی این جریان نشان می دهد که عمده افراد متقاضی برای انصراف! اثری در این جشنواره ندارند و باز هم سلبریتی ها به دنبال راهی برای راه اندازی شوی تبلیغاتی جهت مطرح کردن خود و فشار روی افکار عمومی جهت کمرنگ سازی نورانیت «فجر» هستند. در واقع سناریوی جدید که با غرض ورزی یا ناآگاهی برخی چهره ها با هدف کمرنگ سازی مهمترین اتفاق تاریخ کشورمان در حال وقوع است، نه جشنواره های هنری «فجر» بلکه عنوان «انقلاب اسلامی» را نشانه گرفته و از این رو لازم است به شکلی منطقی به این سناریوی فریبنده دشمنان ایران اسلامی پرداخته شود.

از ثبت یوم الله توسط مردم و سپاه تا عدم درک شرایط توسط سلبریتی ها

بعد از حماسه عظیم بدرقه پیکر مطهر شهید حاج قاسم سلیمانی و قدرت نمایی بی درنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منهدم کردن یکی از مراکز حساس نظامی آمریکا در منطقه که مقام معظم رهبری در خطبه های اخیر نماز جمعه تهران از آنها به عنوان دو یوم الله تاریخی یاد کردند و در حالی که جهان در حیرت عظمت ایران و ایرانی انگشت به دهان مانده بود و با وجود تلاش ها جهت سانسور قیام مردم، چاره ای جز پذیرش شکست نداشت، اتفاق ناخوشایند سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین که همه ایرانیان را آزرده خاطر ساخت، بهانه ای شد برای برخی از افراد و رسانه هایی که سالیان دراز با ایران و حکومت برآمده از خواست ایرانیان مساله دارند و نیز پادوهای رسانه های خارج نشین در ایران و نیز افرادی که به دور از هرگونه تدبیر و عقل اندیشی، به سطحی ترین رویه نسبت به همه وقایع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی واکنش نشان می دهند. آن افراد مغرض که بارها در سفارتخانه های دشمنان ایران عکس یادگاری به ثبت رساندند و حتی با حمایت موسسات وابسته به قدرت های خارجی، هزینه ساخت اثر خود را تامین کردند، چاره ای جز حمایت دربست از سیاست های فریبنده دشمنان ایران را ندارند، در این میان می ماند برخی از چهره هایی که شهرت؛ مهمترین اصل حیات آنها است و هر اتفاق و هر رویدادی برایشان امکانی برای مطرح شدن است. آنها به دور از فهم شرایط و درک موقعیت کشور تنها از طریق برانگیخته سازی احساسات و دامن زدن به جو احساسی، می خواهند نقش ناجی ملت را بازی کنند و این در حالی است که گذر زمان نشان می دهد که این افراد شناخته شده نه تنها در تبیین موقعیت برای هواداران خود موفق عمل نکردند بلکه موجب گمراهی در تصمیم گیری مخاطب خود و پرتاب آنها به ته دشواری ها شدند. به گزارش آوینی فیلم، واضح ترین نمونه برای این ماجرا در همین سالها و همین روزها در وضعیت معیشت و رفاه مردمی پیداست که تحت هدایت گمراهانه سلبریتی ها با شوق و ذوق آزادی و شادی و امید راهی صندوق های رای شدند و آرای خود را به پای دولتی ریختند که در بزنگاه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یا پا پس کشیده یا دست بی تدبیر از خود به جای گذاشته است.

به گزارش آوینی فیلم، وقتی حادثه دردآور انهدام هواپیمای مسافربری اوکراین منجر به مرگ تعدادی زیادی از انسانهای گرانقدر شد و ایران را به سوگ نشاند و در حالی که هنوز ابعاد مختلف این ماجرا نیاز به واکاوی دارد، این سلبریتی های همیشه جو زده بودند که به دور از پذیرش اشک ها و احساسات مردم در وداع با قهرمانان سپاه و مرزداران ایرانی و بدون باور اینکه نظام و امت اسلامی در حادثه دلخراش سقوط هواپیمای اوکراین بیش از همه داغدار است، فضایی را به وجود آوردند که خواست دشمنان ایران و دستگاه های رسانه ای وابسته به آنها بود، فضایی که وحدت عمومی را تبدیل به گسست مردمی می کند و شیرینی پیروزی را مبدل به یأس و سرخوردگی می سازد.

فجر

دو قطبی سازی؛ روشی برای تفرقه افکنی

اگر تدبیر و منش کافی نزد هر انسانی باقی باشد، می تواند به این باور برسد که دادخواهی ایرانیان در ماجرای به شهادت رساندن سردار گرانقدر مقاومت و مرد شماره یک مبارزه با تروریسم، باید مهمترین اصل باشد و جنایتکار شماره یک عالم به سرکردگی این روزهای دونالد ترامپ باید به دادخواهان جهان بابت طرح ترور «حاج قاسم سلیمانی» جوابگو باشد اما برخی افرادی که عقلانیت را در موقعیت های مختلف جا میگذارند، وارد دایره ای شدند که نقش ها را تغییر داده و شاکی را به جای مجرم معرفی می کند. این که یک خطای انسانی از سوی فردی به عنوان زیرپا گذاشتن خدمات چند ساله نهادی برآمده از مردم تلقی شود و شعارهای مغرضانه دستگاه های وابسته ضدایرانی علیه نهاد جان برکفی که سالها برای امنیت و آرامش مردمان کشورش و حتی دیگر مردمان منطقه، جانش را به خطر افکنده، به کار آید چه چیزی غیر از فقدان تدبیر یا تصمیم آگاهانه در همراهی با دشمنان همیشگی می تواند باشد. این که شهادت سردار سپهبد سلیمانی و پاسخ به حق ایران در تخریب یکی از مرکز نظامی دشمن را با یک اتفاق ناخواسته در سقوط هواپیمایی پیوند بزنند و از دل این ماجرا، دو قطبی «سپاه/ملت» را استخراج کنند، چیزی جز عدم فهم سیاسی و فقدان عِرق ملی نخواهد بود. چرا که سپاه و ملت نه تنها امکان جداسازی ندارد بلکه در دل هم و با کمک هم و در یک جهت سالها است که در جبهه ای واحد علیه دشمن و بیماری بدخیم «ترور» در حال مبارزه هستند.

فجر

سلبریتی هاى آفتاب پرست همچنان در حال فعالیت هستند!

به گزارش آوینی فیلم، با ریشه یابی اختلافات اخیر چهره ها در فضای مجازی می توان ردپای یک بازی دنباله دار را یافت؛ وقتی زخم های کهنه فرصتی برای بازشدن پیدا می کند و کینه ورزی تبدیل به یک بگومگوی کودکانه می گردد تا به ظاهر دوستان گذشته از طرف مقابل نشانه هایی از وابستگی به حکومت یا سکوت مبتنی بر محافظه کاری بیابند و دیگری را متهم به سکوت، فریب، ریا و نفاق کنند. در این مورد می توان به جدال رخ داده میان مهراب قاسم خانی با سیروان خسروی اشاره کرد و جالب این که همچون دوران انتخابات، چنین شرایطی فرصتی فراهم می سازد تا دست ها و نگاه های آلوده عیان شود. وقتی خواننده و آهنگساز شناخته شده پاپ در پاسخ به نقد یواشکی دوست بازیگر و نویسنده اش، اشاره به دستمزد پیشنهادی از سوی تیم انتخاباتی حسن روحانی برای اجرای ٣ سانس کنسرت تهران و سه چهار آهنگ در تجمع هواداران ایشان در سالن ١٢،٠٠٠ نفرى آزادى می کند، هر چند بنا به گفته سیروان خسروی این موضوع شکل نمی گیرد ولی می توان وابستگی سیاسی مدعیانِ استقلال هنری را از میان همین درگیری ها ردیابی کرد. رویه ای مبتنی بر وابستگی که در ظاهر جلوه ای مردمی می یابد و خود را میدان دار مبارزه با بی عدالتی می انگارد، در حالی که از کوچکترین دانش و عدل و انصاف برای هدایت طرفداران خود ناتوان است و نمونه اش را می توان در قضاوت سطحی، نگاه پیش پا افتاده و برداشتی به دور از درک منافع ملی در ماجرای اخیر سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین پیدا کرد. وقتی به دور از بررسی های کارشناسانه، حکم سراسیمه ای مبتنی بر محکومیت سپاهِ مردمی انقلاب صادر می شود و تحت جریان سازی رسانه های وابسته به غرب، کلید دو قطبی سازی «سپاه/ملت» از دل توطئه ای ناجوانمردانه شکل می گیرد، در حالی که واقعیت از نگاه حقیقت و از چشمان مردم شکلی کاملا متفاوت پیدا می کند. وقتی با قیاس میان رفتار عقلایی جامعه در مواجهه ی احساسی چهره ها در خصوص وقایع اخیر می توان به دوراندیشی، میهن دوستی، قضاوت مبتنی بر انصاف و عقل اندیشی مردم در برابر سطحی نگری، بی انصافی و کینه ورزی و عدم تعصب و غیرت ملی برخی از چهره ها رسید. سلبریتی هایی که برخلاف دیدگاه برخی ها نه تنها هم کلام نیستند بلکه میانشان تفرقه بوده و نیز در حال تفرقه افکنی در جامعه هستند. نکته جالب اما فاصله عمیق میان ادعا و عمل این گروه همیشه جامانده از مردم است که در لحظه تصمیم به قضاوت گرفته و با استفاده از فضای بی ریشه ی «مجازی» به بسط نگاه ناآگاهانه خود اقدام می کنند، در حالی که برای اشاره به تضاد میان زبان و عمل این جماعت می توان به نمونه سینمایی فیلمساز محبوب و منتخب شان- اصغر فرهادی- اشاره کرد که همواره در آثارش «عدم قضاوت» را مبنای ساخت درام قرار داده و بر این مبنا بر لبه ای از عدم قطعیت در داستان پیش می رود اما در حوادث تاریخی و در شکل بیرون از قاب سینما، این «قضاوت» است که دم دستی ترین ابزار برای جلوه گری افراد مدعیِ عدم قضاوت به شمار می آید. قضاوتی به دور از عقلانیت و فهم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ...

فجر

انصراف از یک مهمانی دعوت نشده!

طرح راه اندازی «تحریم جشنواره فجر» که در شاخه های هنری فیلم و تئاتر و شعر و تجسمی و موسیقی شکل گرفت و در حال کادرسازی برای راه اندازی جوی سنگین علیه نظام هستند، نه تنها موضوعیت عقلانی ندارد بلکه کاملا راه رفتن در مسیری است که سالها است همین داعیه داران آزادی در هنر دم از نفرت از آن می زدند. این که نباید سیاست را با هنر پیوند زد و با رفتاری سیاسی نسبت به پدیده های هنری مواجه شد، رویه ای است که شبه روشنفکران بارها تحت برچسب «ایدئولوژی» نظام را با آن به نقد درمی آوردند اما همین حالا درصدد راه اندازی کمپین هایی جهت تحریم جشنواره هایی هستند که هر کدام سالها قدمت دارند و با همه ایرادهایی که می توان به لحاظ کیفی بر این جشنواره ها و شکل برگزاری اش داشت، مهم ترین و معتبرترین رویداد فرهنگی و هنری کشورمان حتی در سطح بین المللی به شمار می آید. برای روشن شدن اذهان همین افراد که اعتقاد و علاقه زیادی به فستیوال های رنگی دنیا دارند، بهتر است مثالی هر چند دور اما تا حدی مشابه از جشنواره ای زده شود که مهمترین فستیوال فرانسه محسوب می شود اما در دل همه اعتراضات و تنگناهای سیاسی این کشور همچنان در دل کن برگزار می شود و هیچ کدام از فیلمسازان قدیمی تا جوان فرانسوی در دوره اخیر دم از تحریم آن نزدند.

این در حالی است که به گزارش آوینی فیلم، اخباری حاصل شد که دو گروه معتبر خارجی که خواهان حضور در جشنواره بین المللی تئاتر فجر بودند، از حضور در این رویداد انصراف دادند. آنچه پیداست دست هایی در کار است تا چراغ فجر را در روزهای سالگرد جشن پیروزی انقلاب اسلامی خاموش نگه دارد، طرحی که دشمنان نظام اسلامی ایران علاقمند بودند در سال گذشته و همزمان با چهل ساله شدن انقلاب پیاده کنند اما تیرشان به سنگ خورد و اتفاقات اخیر بهانه ای دوباره برای راه اندازی این توطئه شوم دشمنان قسم خورده ی نظام و انقلاب شد تا طی تماس با هنرمندان مختلف و جوسازی رسانه ای در پست های مجازی و راه اندازی جنگ بازاری به تئوری «تحریم» دامن بزنند. هر چند تا اینجای کار برای سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نه فیلمی از جشنواره عذرخواهی کرد و نه تعداد چندانی هنرمند از این جشن مهم سالانه انصراف داد. تنها عده ای محدود بنا به دلایل شخصی دور شدند و این جشن هم هر سال برگزار می شود.

در جشنواره تئاتر فجر و موسیقی هم تنها تعداد اندکی عذرخواهی کردند و برای جشنواره شعر فجر هر چند تلاش هایی جهت تهیه لیست معترضان و منصرفان در حال تهیه می باشد اما بررسی ها نشان می دهد که جز دو مورد انصرافی از سوی شاعران، مابقی حاضر هستند و باقی ماجراها جوسازی رسانه ای است. برای توضیح همین نکته لازم به اشاره می باشد که جشنواره شعر فجر براساس کتاب های منتشره در طی سال مورد ارزیابی قرار می گیرد و طبیعتا شاعرانی که اثری منتشر نکردند در این رویداد جایی ندارند تا بخواهند جزو لیست انصراف دهندگان قرار بگیرند. همچنین در جشنواره فیلم فجر افرادی همچون ترانه علیدوستی، سارا بهرامی، پگاه آهنگرانی که اعلام انصراف داده اند، فیلمی در جشنواره ندارند و برخی دیگر هم افرادی هستند که سالها است از جایگاه شهرت دور مانده اند و حالا از طریق جوسازی سیاسی می خواهند شهرت کاذبی برای خود تدارک ببینند. تنها می ماند رفتار غیرحرفه ای جمعی از داوران دوازدهمین جشنواره تجسمی فجر که بعد از پذیرش مسئولیت مهم قضاوت در زمانی نزدیک به این رویداد انصراف دادند و این مساله تنها می تواند نشانه ای از عدم پایبندی به تعهد کاری باشد.

فجر

به گزارش آوینی فیلم، می توان به شکل جزئی تر نسبت به شوی جدید سلبریتی های بی ریشه پرداخت و از پای منتقد تازه سفرکرده به دیار فرنگ تا نقش افرادی که کینه ی حذف اثر خود را از جشنواره فجر دارند، در این ماجرا باز کرد. فعلا تا همین حد بسنده می شود و این نکته مورد یادآوری قرار می گیرد که این بساط تازه از سوی چهره هایی که بارها نشان دادند پشت به مردم و رو به قبله غرب هستند هم برچیده خواهد شد و امسال هم جشنواره های فجر همزمان با یوم الله فجر انقلاب اسلامی با حضور هنرمندان اصیل و مردمان آگاه و معتقد به نظام برگزار می شود و در نهایت روسیاهی برای افرادی باقی می ماند که در ظاهر دم از با مردم بودن می زنند اما در اعتقاد و نوع زیست فرسنگ ها فاصله با همین مردم دارند.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.