سه شنبه, 19 فروردين 1399
کد خبر: 13155
بررسی تازه ترین سناریوی سرگردانی سلبریتی های مدعی

جوسازی علیه هنرمندی که در آنسوی مرزها هم در پی منافع ملی است

آوینی فیلم: این روزها بخشی از سناریوی سرگردانی چهره های شناخته شده و فراموش شده در حال اجرا است. افرادی که طرح هایشان بارها با شکست مواجه شده و باز هم به دنبال فرصتی جهت خودنمایی در فضای مجازی هستند. انصراف از همکاری با صدا و سیما، تحریم جشنواره های فجر، دوقطبی سازی ملت و سپاه، ایجاد یأس و سرخوردگی مردمی و ایجاد شکاف میان اقشار مختلف جامعه از جمله نقشه ها و به تعبیری دیگر؛ پیامدهای لشگرکشی اخیر سلبریتی ها به حساب می آید.
آوینی فیلم

 اسمشان را هنرمند و روشنفکر و مردمی و متعهد می گذارند و گمان می کنند که جزئی ترین مسائل علم پزشکی تا مسائل روانشناسی و جامعه شناسی باید از مجرای نگاه آنها عبور کند. فتواهای مختلف درباره معضلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی صادر می کنند و زمان انتخابات که می شود رنگ لباس و مچ بند خود را بنا به مقتضای زمانه و براساس وعده های بیشتر و بهتر کاندیداها تزئین می کنند. رو به دوربین انگشت های رنگی خود را کنار عکس کاندیدای مورد نظر و تحت عناوین فریبنده سیاسی به نمایش می گذارند. طرح های جدید برای پست های فضای مجازی انتخاب می کنند و روزی حامی حیوانات می شوند و روزی مدافع رفتار نخست وزیر کانادا! اسمشان را گذاشته اند «سلبریتی» و گمان می کنند گوش و جان چندین میلیون ایرانی به زبان و انگشت اشاره آنها بند است تا به هر کجا بخواهند هدایت شان کنند اما با بررسی آمار فروش آثاری که در آن حضور دارند، می توان پی برد که کوچکترین سهمی از وزن گسترده سلبریتی های جهانی ندارند و اعتبارشان به مویی بند است و روزی و شاید لحظه ای...

به گزارش آوینی فیلم، شهدای پرواز اوکراین تنها بهانه ای به شمار می آید برای رفتار سبکسرانه افرادی که به جای فعالیت موثر در حوزه فرهنگ و هنر، نقش آفرین فضای مجازی هستند اما حرف و هنر حسابی برای عرضه در واقعیت ندارند. از اشتباهات املایی و سواد محدوشان در فضای به هم ریخته مجازی که بگذریم، ژست شان در شرایط مختلف کشور جای تامل دارد. روزی از حماسه برجام می نویسند و بعد از مدت زمانی دچار سرخوردگی برجام می شوند. روزی مدافعان سینه چاک دولت در مسیر تدبیر و توسعه می گردند و انگشت شان همراه با رئیس دولت رو به افق است و به مردم وعده می دهند که کلید همه مشکلات دست همین دولت خواهد بود ولی هنوز به 1400 نرسیده از قطار امید خود خارج می شوند. روزی دم از اصلاحات می زنند و روزی چمدان سفر می بندند و با پول صهیونیست ها و سعودی ها به دنبال خوشبختی در آنسوی مرزها هستند.

شهاب حسینی

این روزها بخشی از سناریوی سرگردانی چهره های شناخته شده و فراموش شده در حال اجرا است. افرادی که طرح هایشان بارها با شکست مواجه شده و باز هم به دنبال فرصتی جهت خودنمایی در فضای مجازی هستند. انصراف از همکاری با صدا و سیما، تحریم جشنواره های فجر، دوقطبی سازی ملت و سپاه، ایجاد یأس و سرخوردگی مردمی و ایجاد شکاف میان اقشار مختلف جامعه از جمله نقشه ها و به تعبیری دیگر؛ پیامدهای لشگرکشی اخیر سلبریتی ها به حساب می آید. گسستی که خواست مورد نظر دشمنان این سرزمین در طی سالهای مختلف بوده و هر بار با یک حادثه، شعله اش روشن می شود و با همراهی افراد وابسته به غرب یا هنرمندان غافل تبدیل به خاکستری خانمان سوز می گردد. این در حالی است که هنرمند با همه احساس و تعلق خاطری که نسبت به مردمانش دارد، باید درک کند که حفظ وحدت و تمامیت ملی مهمترین رکن بقای سرزمینش خواهد بود.

شهاب حسینی

وقتی شهاب حسینی، بازیگر منتخب فستیوال های معتبر که چند سالی است در آنسوی مرزها سکنی گزیده، به شکلی مودبانه و با احترام از همکاران هنرمندش خواست که به جای دامن زدن به احساسات زودگذر، پایبند تعقل و اندیشه ای پایدار باشند، همین افراد مدعی آزادی عقیده و اندیشه در فضای مجازی مسیری را پیمودند که زردنگارهای فضای مجازی از طریق آن معیشت می کنند. تهمت زدن به افراد و به سخره گرفتن اندیشه ای که دم از حقیقت می زند، راهی بود که مخالفان دیدگاه شهاب حسینی در نظر گرفتند و هنرمندی را که تحریم جشنواره فجر را مسیری غیرمنطقی می دانست، به باد انتقاد گرفتند تا شهاب حسینی در دومین نامه از همکارانی گلایه کند که حتی به دشنام گویی علیه خانواده اش ابا نداشتند. همان گونه که شهرام مکری، دیگر هنرمند جوان و بین المللی کشورمان با وجود اینکه فرمت فیلمش را مغایر با نگاه جشنواره برای ثبت نام نمی دانست، به تحریم جشنواره فجر اعتقادی ندارد و به همین دلیل مورد حمله فضایی! قرار گرفت و در نهایت صفحه خود را بست.

شهاب حسینی

شهاب حسینی در نامه خود خطاب به همکاران به درستی نوشته بود: «برخورد احساسی ما درباره آینده شخصی و اجتماعی ‌مان مانع از درخشش آفتاب آگاهی و عقلانیت در زندگی‌ مان شده. تا آنجا که اول عمل می ‌کنیم بعد فکر می‌ کنیم و چه بسیار که فکر نکرده عمل می‌ کنیم. فرمانی در دست احساسات برخاسته از عجله در همه چیز. در تصمیم‌ گیری، قضاوت، اظهار نظر، گرایش و واکنش. وقت آن نرسیده که بیش از پیش از چاشنی تأمل و تفکر و تعقل بهره ببریم؟» این هنرمند محبوب برخلاف برخی از هنرمندانی که به دور از کوچکترین دانش، خود را کارشناس همه فن حریف می دانند، در نامه اول اشاره داشت که صاحب نظر در سیاست‌های کلان مملکتی نیست ولی او فرسنگ ها دور از کشورش با درک عمیق شرایط میهنی که دوستش می دارد، به خوبی دانست و نوشت که «در احوالات مواج و گل آلود. کم نیستند موج ‌سواران و ماهیگیران آب گل ‌آلود.» درک این مهم که انتقاد با جوسازی متفاوت است و حق دانستن از چرایی وقایع با شورش علیه تمامیت یک جریان انقلابی و برآمده از مردم کاملا دو سر جداست، هنرمندی می خواهد که طالب حقیقت است و انصاف را در نظر می گیرد. از این رو سالها پاسداری فرزندان میهن را در دفاع از تمامیت ارضی کشور با یک اتفاق ناخواسته از سوی یک شخص نادیده نمی گیرد و تن به شعارهایی نمی دهد که از اتاق فکر دشمنان سپاه مردم طراحی شده است. شهاب حسینی می داند که انصراف از «جشنواره فجر» به عنوان مهمترین رویداد فرهنگی و هنری کشور نه تنها مانع از رشد هنری می گردد بلکه دامن ‌زدن به افتراق جامعه‌ و ایجاد دوقطبی خودی و ناخودی است، در حالی که هنرمند ثمرات یک سال خود را می خواهد مورد دید و قضاوت مردم و داورانی قرار دهد که هر ساله با اشتیاق پای صف های جشنواره می ایستند و با هیجان نسبت به تازه ترین محصول هنری جامعه خود حرف می زنند. خالی از فایده نیست که هواداران تحریم فجر بدانند که در همین دوره پیش روی، هنرمندانی در جشنواره حاضر هستند که شاید چندان دیدگاه مثبتی هم نسبت به عنوان «فجر» نداشته باشند اما با وجود جوسازی های صورت یافته فیلمشان همچنان در جشنواره حاضر است، همچون سهیل بیرقی با فیلم «عامه پسند» و مرتضی فرشباف با کارگردانی فیلم «تومان» و مجید برزگر با «ابر بارانش گرفته».

جشنواره فجر

به گزارش آوینی فیلم، شهاب حسینی در این بزنگاه تاریخی با درک موقعیت کشورش و فهم این که وحدت رمز بقای یک ملت است، نسبت به تحریم کنندگان فجر مخالفت می کند و به شکلی ناحق توسط همکارانش که مدعیان «آزادی در اندیشه» هستند، مورد آماج تهمت ها قرار می گیرد. بازیگر بااخلاق سینمای ایران فرسنگ ها دور از کشورش می داند که تبعات تحریم جشنواره فجر، «قربانی شدن فرهنگ و هنر» است. «شهاب حسینی» در حالی توسط هنرمندان مدعی استقلال و شبه روشنفکران مدعی آزادی بیان در این روزها مورد حمله قرار می گیرد و «انگ وابستگی سیاسی» به خود می بیند که عنوان می کند با اعتقاد راسخ در فیلم «دلشکسته» محصول موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی در نقش یک بسیجی تمام عیار حاضر شده و با افتخار نقش شهید مدافع میهن؛ «شهید بابایی» را بازی کرده است.

کاش جلوه درونی مدعیان هنر همانند «شهاب حسینی» به بیرون درز پیدا کند تا آنها هم از اعتقادات خود بنویسند که به چه و کجا دل بسته اند و پایبند چه مرام و منشی می باشند. بازیگر توانای سینمای کشورمان براساس نام «حسینی» اش از اعتقادات خود نوشت که «از عشق و ارادت قلبی به مردان بزرگ خدا خاصه پیامبر اکرم و امامان معصوم، از وقت تولد به واسطه پدرم در تار و پودم تنیده شده و حتی به قیمت جان حاضر به فروختن آن به بهای ناچیز وابستگی سیاسی و فکری به هیچ نهاد قدرتی چه در ایران و چه خارج از ایران نبوده و نیستم.» اما هنرمندانی که همواره ادعای مردمی بودن می کنند باید بنویسند که دل به کدامین چراغ سبز قدرت های خارجی بسته اند که در داخل بر طبل اختلاف و تفرقه می کوبند!

در این سالها افرادی دم از استقلال می زنند که رسانه ای شدن لیست کمک های دولتی و حکومتی به آنها تنها بخشی از فریبکاری آنها را عیان کرد. افرادی که از بودجه نظام استفاده می کنند و در تریبون ها خود را اپوزیسیون می خوانند، چگونه می توانند افراد صادقی برای مردم خود محسوب شوند؟! شهاب حسینی در دومین نامه اش به درستی به این موضوع اشاره کرد و مورد حمله افرادی قرار گرفت که گوش ها و چشم های خود را از درک حقایق بسته اند. همان گونه که خیزش مردمی در بدرقه قهرمانان سپاه را ندیدند و شعارهای انقلابی مردم ایران را نشنیدند، درک حقایق به نگارش درآمده توسط شهاب حسینی هم برایشان مقدور و شاید به صرفه نیست و به قول این هنرمند مردمیِ مدافع ایران، دیر زمانی است که حوصله آنها کفاف رویارویی با حقایق را نمی کند.

با این حال مسیر انقلاب اسلامی با گام های مردم معتقد این سرزمین به راه خود ادامه می دهد و ایرانیان با ترکیبی از پیروزی های بین المللی و اشک از دست دادن عزیزان این سرزمین به استقبال جشن های های پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان ماندگار «فجر» می روند و هنرمندان واقعی و فرهیختگان صاحب درک می دانند که به قول شهاب حسینی؛ «الان وقت کنار کشیدن نیست. تحریم فستیوال و عدم حضور راه چاره نیست چرا که جا برای دیگرانی باز می شود که انگیزه های دیگری دارند».


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.