پنجشنبه, 23 آبان 1398
کد خبر: 12502
نقد و بررسی وضعیت «ترانه و موسیقی» در گفتگوی آوینی فیلم با «علیرضا بدیع»؛ شاعر «ماه و ماهی»

مسئول فرهنگی بیشتر در فکر خرید ویلای شمال است تا یافتن راه چاره برای موسیقی!

آوینی فیلم: «علیرضا بدیع» می تواند به عنوان یک کارشناس باسواد و نیز آشنا به جریان امروز «ترانه و موسیقی» قابل ارزش برای یک گفتگوی کارشناسانه قرار بگیرد تا دردها را دریابیم و شاید هم درمانی بیابیم. 
آوینی فیلم

«علیرضا بدیع»، شاعر و ترانه سرای جوان و شناخته شده کشور دارای دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی است و کارشناس چندین برنامه رادیویی و تلویزیونی بوده و چند ترانه ماندگار همچون «ماه و ماهی» دارد و نیز چندین جایزه شعر از جمله عنوان شاعر برتر از نخستین کنگره شعر ولایی کشور را صاحب است. از این رو «بدیع» می تواند به عنوان یک کارشناس باسواد و نیز آشنا به جریان امروز «ترانه و موسیقی» قابل ارزش برای یک گفتگوی کارشناسانه قرار بگیرد تا دردها را دریابیم و شاید هم درمانی بیابیم. 

علیرضا بدیع

شما به عنوان یک ترانه سرای آگاه و آشنا به جریان «ترانه و موسیقی» بگویید که امروز در چه نقطه ای از تاریخ موسیقی کشورمان قرار داریم. به نظرتان روند حرکتی ما در حال عقبگرد است یا رو به جلو حرکت می کنیم؟

اوضاع سالهای اخیر موسیقی و شعر نشان می دهد که به سمت فضای نامطلوبی می رویم و رشد کمی آثاری که وارد فضای شنیداری جامعه می شود و انبوه صداها و ترانه های غیرکیفی وضعیت بدی را هشدار می دهد. گرایش به سمت ابتذال وجود دارد اما نکته این است که وضعیت به همین شکل باقی نخواهد ماند چرا که همیشه پس از یک دوره ابتذال، دوره ای از فرآوری فرهنگی رخ می دهد. پس بدون شک بارقه امید وجود دارد و نمی توان بطور کامل از آینده قطع امید کرد.

فرآیند نزول سطح کیفی آثار موسیقایی از چه زمان و براساس کدام غفلت ها صورت گرفت؟

وضعیت امروز ابتذال تقریبا از دهه 90 شکل جدی به خود گرفت، وقتی مخاطبان فضای مجازی گسترش یافت و تیراژ تولید آثار رسمی موسیقی کاهش پیدا کرد. وقتی بعضی از شرکت های موسیقی به جای سرمایه گذاری در فضای قانونی، بساط خود را در فضای مجازی پهن کردند. دیگر کاست و سی دی و انتشار آلبوم درآمدی برای آنها نداشت. زمانی بود که تولید کار فاخر سودآور بود و انتشار و توزیع مجدد آثار موجب افزایش درآمد شرکت های تولیدکننده میشد ولی فضای مجازی اجازه تولید و تکثیر آثار را از شرکت ها گرفت و در نتیجه مجبور شدند که یک تِرک تولید کنند و در اینترنت بگذارند.

موسیقی

اما بیشتر فعالان امروز موسیقی در شرایط زیرزمینی رشد پیدا کرده و وارد فضای مجازی شدند. شما فکر می کنید که همچنان دست شرکت های موسیقی در این آشفته بازار از همه بیشتر آلوده است؟!

بدون شک شرکت ها در فضای مجازی دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد گردش مالی و سودآوری هستند و همه چیز زیر سر شرکت ها است. البته شرکت های اصیلی مثل «آوای باربد» همچنان شرافت خود را حفظ کرده اند اگر چه دیگر مراجعه کننده چندانی ندارند.

موسیقی

حالا راهکار گذر از این منجلاب چیست و چگونه می توان شاهد فضای مطلوبی برای تولید و انتشار آثار بود؟

 من براساس تجربه ام در بازار موسیقی این را می گویم که بهترین راه حل این است که قانون کپی رایت در کشورمان رعایت شود تا هر کس ملزم شود براساس قطعه ای که از اینترنت دانلود می کند، مبلغی بپردازد. من به شما قول می دهم که دیگر این بساط جمع شود تا دیگر فضا برای جولان هر خواننده و هر ترانه ای به وجود نیاید و فرصت در اختیار شرکت های شناخته شده قرار بگیرد تا آثار خوبی بسازند. وقتی هیچ پولی رد و بدل نمی شود، عوامل موسیقی هم کارهای سطحی و مبتذل می سازند تا هر چه سریعتر امکان مطرح شدن و اجرای کنسرت پُرتماشاگر را پیدا کنند.

عدم رعایت قانون کپی رایت معضلی است که در همه شاخه های هنری دردسرساز شده و به نظر می رسد به زودی هم قابل حل نخواهد بود و بهتر است نسخه قابل دسترس تری ارائه کنید. چگونه می توان جلوی رشد آثار مبتذل موسیقی را گرفت؟

این کار به عهده رسانه ها به خصوص صدا و سیما است که این روزها منفعل عمل می کند. ما قبلا برنامه هایی برای معرفی و نقد آثار داشتیم اما نگذاشتند راحت کار کنیم. امکان بحث آموزشی درباره ردیف شناسی و شناخت موسیقی و حتی پخش آثار برتر در تلویزیون وجود ندارد. باید رسانه های مختلف با کمک وزارت ارشاد و موسسات فرهنگی با این وضعیت ناهنجار موسیقی مقابله کنند. باید در مقابل این هجمه ای که در موسیقی وجود دارد، فرهنگ درست شنیداری را نزد مخاطب به وجود آورد. با تولید کار خوب و فاخر و در عین حال جوان پسندد شرایط رشد آثار مبتذل تا حدی گرفته می شود. همانطور که آن نوع موسیقی های ضعیف در فضای مجازی برای خود پایگاه هایی درست کردند، رسانه هایی مثل صدا و سیما و شبکه هایش می توانند شکل درستی از موسیقی را منتشر کنند.

موسیقی

یک معضل قابل نقد دیگر در زمینه موسیقی وقتی است که خوانندگانی با صدای ناکوک حتی وارد حوزه شعر و ترانه می شوند و با دستکاری اشعار دیگر یا کنار هم قرار دادن چند حرف گمان می برند که ترانه سرا هستند! چرا در حوزه رسمی شعر و ترانه هم نظارت و نگاه کارشناسانه وجود ندارد؟

شوراهای شعر و موسیقی مقصر هستند که با اغماض و نگاه سلیقه ای به جای نگاه کارشناسانه با افراد و آثارشان برخورد می کنند. من بارها دیدم که فلان استاد در فلان شورا گفته که خواننده آمده و گریه کرده و گفته که ترانه ای برای مادرم خواندم و اگر این ترانه اجرا شود، مادر مریضم حالش خوب می شود و نماینده شورا هم قبول کرده است! به همین راحتی با یک اثر موسیقی برخورد می کنند در حالی که در بحث کارشناسی فرهنگی این نوع نگاه احساسی جایی ندارد. تمام شاعرانی که این مصاحبه را می خوانند، مورد خطاب قرار می دهم و می گویم که شاعران ما بدون استثنا، منفعل هستند. یک مشت شاعر بی جرات و بی مایه وجود دارد که مساله فرهنگ برایشان مهم نیست. من بارها علیه این جریان بیمار حرف زدم ولی اکثیریت جامعه ادبی حمایت نکردند. انگار این سرزمین متعلق به این شاعران نیست! انگار شعر وطن آنها نیست و فقط چسبیده اند به یکسری مسائل برچسب زنی سیاسی که فلانی رفت در حوزه هنری شعر خواند پس حکومتی است و مابقی قضایا!

ماه و ماهی

شما روزی به زیبایی ترانه «ماه و ماهی» را نوشتید که «تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی...» این ترانه با صدای حجت اشرف زاده در خاطره ها مانده است. آثاری که این روزها به سرعت تولید می شود، تاریخ انقضایشان چقدر است؟ به نظر می رسد عمده این ترانه های فست فودی مصرف آنی دارند!

همه اینها تاریخ مصرف زودگذری دارند. لطف خدا بود که من «ماه و ماهی» را نوشتم ولی به هر حال یک اثر خوب موسیقایی یکسری مولفه دارد که باید رعایت شود. به لحاظ مبانی باید وزن، قافیه، ردیف و قالب مشخصی داشته باشد. پله دوم بحث دستوری یا نحوی بودن است که باید بررسی شود و خیلی از کارها در همین مرحله متوقف می شوند. پله سوم بحث اندیشه است که یک اثر باید محتوای درست و سوژه ناب داشته باشد. مثلا اگر قرار است ترانه عاشقانه باشد، از یک زاویه تازه به این مبحث نگاه شود. پله چهارم بحث عاطفه و تخیل است که تازه در این مرحله اثر وارد حوزه هنر می شود. مرحله بالاتر تلفیق ترانه و موسیقی است تا حد اعلای یک آهنگ خوب حاصل شود، اگر این پیوند به خوبی انجام شود و لطف خدا شامل حال هنرمند گردد، آنگاه شنیدنی و ماندگار خواهد شد. اکثر کارهایی که امروز شنیده می شود در همان پله های اولیه مانده اند. بعضی وزن و قافیه را رعایت می کنند ولی در پله دوم، جابجایی ارکان دارند و فعل مرکب را جابجا کرده اند!

آثار شنیداری قابل مراجعه ای در تاریخ موسیقی کلاسیک و اصیل می توان یافت. می توانید برای مخاطبان علاقمند چند نمونه بیاورید.

آثار قابل اهمیتی وجود دارند که هنوز آنطور که باید شنیده نشدند مثل خیلی از کارهای موسیقی «گلها» که می تواند سالها شنیدنی بماند چون بهترین آهنگسازان آنها را ساختند و بهترین نوازندگان آن آثار را نواختند. شاید آن لطف شامل حال این آثار نشده باشد. در واقع «بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود».

مویسیقی

بارها گفته شده که در «موسیقی» و به خصوص برگزاری کنسرت های موسیقی، مافیا وجود دارد. به نظر شما در فضای شعر و ترانه هم این مافیا وجود دارد؟

همه جا مافیا وجود دارد و افراد خاصی هستند که کار دست آنها است. هر کسی می گوید مافیا وجود ندارد، خود هم جزئی از این ماجرا است. حتی خود من هم شاید درگیر آن باشم! یک وقت آگاهانه وارد این قضایا می شوی و نمی توانی کاری انجام بدهی و گاهی غیرآگاهانه این اتفاق می افتد.

در واقع همه جزئی از این جریان نادرست شده اند!

چرخه فرهنگی ما معیوب است و در این چرخه معیوب قاعدتا همه ی چرخ دنده ها درجا می زنند. این چرخ دنده ها همان شاعران و خوانندگان هستند که به شکل ناگزیر وارد این چرخه شده اند. ایرادات سیستماتیک زیادی در حوزه فرهنگ و هنر وجود دارد که تا وقتی برطرف نشود و متولیان فرهنگی اینگونه بی تفاوت باشند، هنرمندان و شاعران هم کاری نمی توانند بکنند. من بارها نسبت به این جریان انتقاد کردم و اتفاقی نیفتاد. تا وقتی متولیان فرهنگی نخواهند کاری انجام بدهند و از ارباب خرد و اندیشه استفاده نکنند و تا وقتی سمینارهای درست و حسابی انجام نشود، راه درست پیدا نمی شود و همین چرخه معیوب ادامه دارد. باید کارگاه هم اندیشی با کمک صاحب نظران شعر و موسیقی انجام بشود و مقاله های راهگشایی بیرون بیاید تا از کنار این هم اندیشی ها جریان سالمی پیدا شود. اما متاسفانه فلان مسئول فرهنگی بیشتر در فکر خرید ویلای شمال است تا یافتن راه چاره برای موسیقی! هر نامه ای هم به دستشان می رسد امضاء می کنند و اصلا به فکر دعوت از باتجربه ها و افراد کاردان موسیقی نیستند و هر مدیری می آید سلیقه خود را اعمال می کند. با کار سالیقه ای کاری پیش نمی رود چون فرهنگ و هنر برای خود اسلوب و قاعده ای دارد که علمی است و قابل تغییر بنا به سلیقه فلان مسئول نیست.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.