جمعه, 22 آذر 1398
کد خبر: 12467
بررسی تفکر بیگانه «پرویز شهبازی» با نگاهی به حکایت «سال دوم دانشکده من»

مالاریایی که در حال نفوذ به جان تفکر ایرانی است!

آوینی فیلم: «سال دوم دانشکده من» شاید بهانه ای باشد برای مرور تفکر نویسنده و فیلمسازی که در این سالها زیر سایه هیاهوی رسانه ای و عده ای طرفدار سینه چاک سینمای جوانانه تبدیل به برندی شده که حتی فیلمسازان شناخته شده با تفکر ایدئولوژیک متفاوت هم بدشان نمی آید تا برای بازنویسی فیلمنامه یا گرفتن مشورت سراغش بروند و آقای نویسنده و فیلمساز هم که در ظاهر ژست مستقل بودن در سینما می گیرد، شرط می گذارد به شرطی که نامش در عنوان بندی فیلم نیاید، در قبال گرفتن پولی خدمتی انجام بدهد!
آوینی فیلم

صحبت از «پرویز شهبازی» است که با فیلم «مسافر جنوب» وارد سینمای حرفه ای شد ولی با فیلم «نفس عمیق» برای خود طرفدارانی پیدا کرد. فیلمی که با وجود ضعف های ساختاری به دلیل متفاوت بودن سوژه و داستانش در زمان خود گرفت و حتی انقدر شیفتگانی در جمع منتقدان و مسئولان سینمایی پیدا کرد که به عنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار معرفی شد. اما نشانه های بیگانگی زیست انسان ایرانی و در شمایلی وسیع تر، جامعه ایرانی را می توان در همان فیلم پیدا کرد. داستان سرگشتگی جوانان ایرانی و تمایل جنسیت خواهانه شان هر چند از نگاه برخی منتقدان با سقوط پایانی آنها در داستان شهبازی مورد قبول و پذیرش قرار گرفت اما با مروری بر نوع روایت داستان نفس عمیق و پیشنهادی که فیلمساز برای نحوه زندگی جوان امروز ارائه می کند، نشان می دهد که صاحب فیلم چه تفکری دارد.

فیلم نفس عمیق

بعدها فیلم «دربند» که باز مورد توجه مسئولان و جشنواره فجر قرار گرفت و تحت بودجه فارابی توانست خود را نشان بدهد، با ظاهری محافظه کارانه به انتقاد از شرایط دشوار زندگی جوان متفاوت و مدرن امروز در ایران امروز پرداخت ولی باز هم ابتدا و انتهای داستان شهبازی چنان دوخته شد که از تندی نگاه منتقدان مفهوم گرا دور باشد. این شرایط برای فیلم «عیار 14» هم به نحوی دیگر اتفاق افتاد.

پرویز شهبازی

به گزارش آوینی فیلم، با مروز دو فیلم اخیر پرویز شهبازی و فیلمنامه های اخیرش بهتر می توان نوع تفکر این سینماگر را پیدا کرد. وقتی پرویز شهبازی با سوژه های ملتهبش با وجود همه ضعف هایی که در شکل ارائه شان وجود دارد، حتی دل جشنواره هایی مثل ونیز را هم می رباید! «مالاریا» فیلمی با نوشته و اجرای پرویز شهبازی شکل جدید و عریان تر همان تفکری بود که در «نفس عمیق» وجود داشت. شرح سرگردانی و حیرانی جامعه جوان ایرانی که در تنگنای غریبی از سنت گرفتار آمده و به در و دیوار می زند تا این لایه ها را شکسته و به سمت دنیای نو در حرکت باشد و وقتی در برابر سد محافظه کارانه و سنتی جامعه ایرانی قرار می گیرد، یا همانند شخصیت های جوان فیلم «نفس عمیق» در یک سرخوشی گیج و مبهوت، غرق می شود یا همانند دختر و پسرهای فیلم «مالاریا» به سوی آرزوهای تازه فرار می کند تا شاید نفس دلخواه خود را پیدا کند.

فیلم طلا

 «طلا»، فیلم به اکران درنیامده پرویز شهبازی عریان ترین شکل نمایش جوان ایرانی در جامعه ای است که از نگاه شهبازی همچنان بسته مانده است. داستان تولد نوزادی که محصول روابط نامشروع است و مشروعیت بخشی فیلمساز به زیست غربی جوان امروز ایرانی ادامه همان تفکر «نفس عمیق» و شکل رادیکال تفکری است که همچون لاک پشت تفکر غریبی را چند سالی به دوش گرفته و به «طلا» رسیده است. فیلم عجیبی که حتی اعطای مجوز ساخت به آن هم قابل تامل است و اینکه سینماگری که قبلا سوژه های خط قرمزی اش را به دیگران برای ساختن می سپرد، این بار خود سراغ ساخت داستانی جنجالی از خود رفته است.

فیل خانه دختر

به گزارش آوینی فیلم، پرویز شهبازی خالق و نویسنده داستانی است که حتی طرح آن هم جای شرم باقی می گذارد. «خانه دختر»؛ داستانی از تعلق خاطر پدر بیمار جنسی به جنسیت دخترش می باشد! داستانی که سالها معضل مدیران سینمایی و جای بحث و حاشیه در فضای رسانه ای باقی گذاشت و سرانجام در دوره کوتاه ریاست حیدریان در سازمان سینمایی و هنگامی که با حکم وزیر ارشاد قرار شد تکلیف فیلم های توقیفی به نحوی حل شود، همچون فیلم «عصبانی نیستم» با جرح و تعدیل فراوان تبدیل به داستان مجهول دیگری شد که با نسخه اولیه فاصله زیادی داشت. «خانه دختر» اصلاح شده که به شبکه نمایش خانگی هم آمد، دیگر چشم چرانی ها و تفکر پنهان تجاوز پدر به دختر را در خود نداشت اما نمی توان تفکر نویسنده ی پشت پرده داستان را از نظر دور داشت. «خانه دختر» به پای «شهرام شاه حسینی» کارگردان فیلم نوشته شد و حتی مشکلی برای ادامه فعالیتش پیش آمد ولی کمتر کسی سراغی از نویسنده اش گرفت که در ایران کمتر تمایلی برای رسانه ای شدن دارد و بیشتر علاقمند به گفتگو با رسانه های خارجی است! به گزارش آوینی فیلم، «سال دوم دانشکده من» که این روزها به کارگردانی رسول صدر عاملی در حال اکران است، نوشته ای دیگر از پرویز شهبازی است. فیلمنامه نویسی که برخلاف موج هوادارانی که در محدوده گسترده ی منتقدان و مسئولان و سینماگران دارد، دارای ضعف های فاحشی برای بیان درست و استاندارد در روایتگری است ولی همچون کامبوزیا پرتوی در سینمای بی در و پیکر ایران اقبال مناسبی یافته است.

فیلم سال دوم دانشکده من

به گزارش آوینی فیلم، «سال دوم دانشکده من» هر چند ظاهر فیلم های دخترانه فیلمسازش را دارد و صدرعاملی از دوستی و علاقه اش به شهبازی گفته است، ولی باز هم تفکر غریب نویسنده اش مهمترین وجه تفکری فیلم است. «داستان جوانانی که در یک جامعه بسته گرفتار آمده اند!» در اینجا «دانشکده» و کمیته انضباطی و قوانین سخت گیرانه اش، سد راه بلندپروازی های جوانانه قلمداد می شود و این مساله از همان سکانس های اول خود را نشان می دهد. فیلم ظاهرا داستان نامردی دختری به دوست در کما مانده اش را نشان می دهد که در غیاب دختر به دوستی با پسر مورد علاقه اش دست می زند ولی نشانه های مغفول مانده داستان قابل تامل است. از نگاه شهبازی، نتیجه حاکمیتی سختگیر و قوانین محکم انضباطی تبدیل به سرانجام داستانی می شود که فرجامش به کما رفتن یکی و انحراف دیگری است. باز هم در فیلم «سال دوم دانشکده من» که دارای ضعف های بسیاری است، جوانان در یک دایره تنگ و تاریک محصور مانده اند و باز هم صاحب این دیدگاه که نویسنده اولیه فیلمنامه محسوب می شود، اعتقاد دارد که اینجا جایی برای بلندپردازی ها و عاشقی های نسل امروز نیست.

پرویز شهبازی

از نگاه پرویز شهبازی، نویسنده فیلمنامه «سال دوم دانشکده من»، «مهتاب و آوا» همانند «منصور و آیدا» ی فیلم «نفس عمیق» قربانی شرایط انضباطی ایران امروز هستند که دست و پایشان را بسته و اجازه نفس عمیق را از آنها گرفته است! سینمای ایران هر چند مدل های انگشت نمای سیاسی مثل جعفر پناهی و محمد رسول اف با فیلم هایی ضعیف اما با برچسب های مشخص سیاسی برای پسند خارجی ها دارد، اما مدل دیگری از نوشته ها و فیلمسازی «پرویز شهبازی» را هم در خود دارد که با وجود همه تلاش ها جایی آنسوی مرزها برای توجه پیدا نمی کند ولی در داخل هواداران بسیاری حتی در طیف مسئولان و سینماگرانی با تفکرات مختلف دارد. مورد عجیب فیلمسازی که فیلمنامه در اختیار بازیگرش نمی گذارد! از مدل تفکری «شهبازی» در سالهای آینده نوشته ها و فیلم های زیادی بیرون خواهد آمد که هر چند برش و کوبندگی و هیاهوی سیاسی امثال پناهی را ندارد اما با سرعت لاک پشت در حال حرکت به سمت طرح انتقادات و تغییر تفکرات رو به سوی زیست غربی است.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.