جمعه, 24 آبان 1398
کد خبر: 12410
نقد فیلم سینمایی «درخونگاه» و تفکر ضدایرانی اش!

شهرزاد قصه گویی که دروغ می گوید!

آوینی فیلم: فیلم «درخونگاه» سومین ساخته بلند سینمایی سیاوش اسعدی و به تهیه کنندگی منصور سهراب ‌پور، نمونه ای از یک اتفاق نامیمون و غیرهنری است، چرا که فیلم کاملا در قید و بند نمایه ها و نشانه های سیاسی گیر کرده و فیلمساز در تمام دقایق فیلم به جای تلاش برای روایت پردازی در حال متلک گفتن به نظامی است که خود در آن رشد کرده و بقا یافته و ارتزاق کرده است.
آوینی فیلم

وقتی کسی بخواهد نگاه کینه توزانه و عقده های سیاسی خود را تحت عنوان فیلم بگنجاند، نتیجه اش می شود محصولی که نه قالب هنری دارد و نه ارزشی برای قرار گرفتن در بحث های کارشناسانه. آنگاه باید حسرت خورد برای پول و سرمایه و زمانی که عوامل کار و مخاطب سینما هدر دادند و در نهایت چیزی که کف دستانش رسید، هیچ بود و هیچ. فیلم سینمایی «درخونگاه» سومین ساخته بلند سینمایی سیاوش اسعدی و به تهیه کنندگی منصور سهراب ‌پور، نمونه ای از این اتفاق نامیمون و غیرهنری است، چرا که فیلم کاملا در قید و بند نمایه ها و نشانه های سیاسی گیر کرده و فیلمساز در تمام دقایق فیلم به جای تلاش برای روایت پردازی در حال متلک گفتن به نظامی است که خود در آن رشد کرده و بقا یافته و ارتزاق کرده است.

فیلم درخونگاه

به گزارش آوینی فیلم، تنها توجه به کاشت نشانه های سیاسی نویسنده و کارگردان «درخونگاه» و مرور خلاصه داستان فیلم همه عقده های سیاسی و توهم نگاه عوامل سازنده فیلم را برملا می کند. شخصیت «رضا» با گریمی متفاوت و با بازی امین حیایی، اوج جوانی خود را طی 8 سال صرف کسب درآمد از طریق کار در ژاپن می کند و بعد از پایان دوران دشوار 8 ساله به امید رسیدن به زندگی بهتر وارد ایران می شود تا با اندوخته مالی خود که گمان می برد نزد خانواده اش محفوظ است، زندگی کند ولی در کمال تعجب درمی یابد خانواده همه دسترنجش را به باد فنا داده است. رضا بعد از این سرخوردگی دوباره بار و بندیل بسته و قصد ترک وطن دارد. این سرنوشت «رضا» است که برادر دوقلویش خانه را ترک گفته و شهید شده و فیلمساز سیاسی ساز با اشاعه تفکری خام درصدد معرفی خانواده (جامعه) ای سرخورده و ناامید و شکست خورده است! اصرار فیلمساز برای استفاده از عدد 8 و تعابیر سیاسی و دیالوگ های طعنه داری که مدام علیه خانواده و کشور به کار می برد، اوج درماندگی سینماگری است که سینما نمی داند و به جایش می خواهد مخاطب خود را مشغول یکسری نشانه های متوهمانه کند.

سیاوش اسعدی

به گزارش آوینی فیلم، «سیاوش اسعدی» در «درخونگاه» هم نشان داد که ظاهرا علاقه ای به نمایش زندگی متفاوت زنان ویژه به سبک آثار هالیوودی دارد و به شکلی پنهان این شخصیت ها را در فیلم هایش مورد توجه قرار می دهد. وی در «حوالی اتوبان» و «جیب بر خیابان جنوبی» ساخته های پیشین خود هم درصدد بود تا از طریق به تصویر درآوردن زنان بدکاره به شکلی فضای نوآر را بازآفرینی کند، غافل از این که این ژانر مختص به فرهنگی دیگر بوده و خاستگاهی متفاوت دارد و گرته برداری بدون تفکر از فن فتال آثار آمریکایی نتیجه اش می شود شخصیت های زن سردرگمی که به جای عمق شخصیت پردازانه تنها ظاهری عشوه گر به تن می کنند. اگر در 2 فیلم پیشین اسعدی، زنان خلافکار تحت عنوان جنسیتی خنثی شده و مظلوم به تصویر درمی آمدند، در «درخونگاه» مشخصه فیلمفارسی های کاباره ای هم به این شمایل غریب مانده اضافه شد. «شهرزاد» (پانته‌ آ پناهی ‌ها) که تداعی گر زن معروف کاباره ای سینمای پیش از انقلاب است، در «درخونگاه» تحت چند سکانس محدود نقش محرک مردان را بازی می کند و در سکانسی توهین آمیز به ساحت سینما چنان در برابر مردی جنون زده سیگار می کشد و چنان دوربین فیلمساز او را به عنوان زنی تحریک آمیز نمایان می کند که دست دوربین های پیش از انقلاب را هم از پشت می بندد! این شخصیت که در داستان روایت شده از ابتدای دهه 70 شمسی از دست برادران کمیته به «رضا» پناه آورد! عامل به حرکت درآوردن مردان سرخورده را در عزیمتی به سوی مرگ در فیلم «درخونگاه» بازی می کند و این هرزه نمایی یادآور شب نشینی قیصر با شهرزاد پیش از حرکت به سوی مرگ است. اسعدی که در آثار قبلی خود هم نشان داده علاقه زیادی به شکل دیالوگ نویسی مسعود کیمیایی و پرورش شخصیت هایی در قالب قهرمانان عاصی و به بن بست رسیده دارد و در فیلم در حال اکرانش (درخونگاه) این تاثیر و اشتیاق حتی در موسیقی متن فیلم هم پیدا است، چنان در آثارش و به خصوص «درخونگاه» برای شخصیت های خود زبان نامفهومی می سازد که مخاطب امروز نه می تواند شناسایی درستی از زیستگاه فرهنگی آنها داشته باشد و نه می تواند آنها را در قالب شخصیت هایی باورپذیر مورد توجه قرار دهد.

فیلم درخونگاه

به گزارش آوینی فیلم، وقتی فهم درست از مولفه های رسیدن به فیلمسازی نزد سینماگری غایب باشد، آنگاه ساخته اش آشفته بازاری متکی به نشانه ها می شود تا سراغ دیالوگ هایی برود که به جای اینکه پیش برنده برای قصه باشند، نقش نیش و کنایه دارند و بدیهی است که سینمای داستان پرداز و ساختارمند کاملا جدا از قصه ای است که بنای خود را بر مبنای طعنه های سیاسی گذاشته باشد. از این رو «درخونگاه» فیلمی سراسر توهین آمیز به مخاطب سینما است. مهمتر از آن سارنده «درخونگاه» و تهیه کننده اش به دور از هرگونه عرق ملی و باور میهنی در نهایت نسخه ای همراستا با تفکر بیگانگان می پیچد و ماندن را همراستا با مرگ می داند و سرانجام زیستن در ایران را مترادف با جنونی می داند که مرد به ظاهر صادق پیشه داستان (با بازی نادر فلاح) دچارش شده است. شاید هم سرانجام کار منتهی به «شهرزاد» شکست خورده داستان شود یا «رضا» که با هزاران امید 8 سال را سپری کرد و نهایت تلاش و صبرش را در قالب فریب داد! این نوع تصورات بیمارگونه که خانواده را به عنوان نمونه ای ازجامعه ایرانی غارتگر می پندارد و زندگی در ایران را غلطیدن در مرداب فساد می پندارد، تنها از ذهنی مریض یا دیدگاهی غیرملی برمی خیزد و این توهین آشکار به ملتی است که همچنان ایستاده مانده اند برای زندگی و برای آبادی میهن.

 


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.