دوشنبه, 29 مهر 1398
کد خبر: 11978
یادداشتی پیرامون تقارن یوم الله 17 شهریور با عاشورای حسینی

امتداد خون حسین(ع) از کربلا تا میدان شهدا

آوینی فیلم: تقارن امسال یوم الله 17 شهریور با ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به شکلی تقویمی می تواند یادآوری دوباره ای باشد از نزدیکی خون های شهدای انقلاب اسلامی با شهدای کربلا. چرا که راه یکی است و مقصد رو به آسمانی که تنها عطر حقیقت در آن جاری است و همچنان این قوم حسینی زنده به فرهنگ عاشورایی است و با فرهنگ بیگانه سر ستیز دارد.
آوینی فیلم

به روز 17 شهریور که می رسیم، تصاویر ذهنی دست هایی خونین و چهره هایی مصمم را به یاد می آورد که 5 ماه جلوتر از زمان را می دید؛ وقتی حکومت طاغوتی برچیده شد و نور انقلاب اسلامی تابیدن گرفت. وقتی امام امت جانشین حاکم مستبد شد و وقتی ایران در کنار اسلام زیبایی گرفت و ننگ پادشاهی را در ظلمت شبانه اش ترک کرد.

قیام حسینی

روزهای پیروزی خون بر شمشیر چه در صحرای کربلا باشد و چه در میدان ژاله سابق که با قهرمانی ملتی قهرمان تبدیل به «شهدا» شد، تبلوری از حقیقت جاویدی است که در بطن زیستن قابل جستجو است. وقتی آفتاب حقیقت بر تاریکی غلبه می کند و ایمان، ظواهر زر و زور را از میان می برد.

17 شهریور

هفدهم شهریور 57 شمسی باشد یا دهم محرم الحرام 61 قمری، یک پیام روشن برای انسانیت دارد و آن تلاش برای برافراشتن پرچم ایمان است که با اسلام تحقق می یابد و از باور مسلمانی شکل می گیرد که آزادگی را از مکتب مولایش «حسین (ع)» برگرفته و حریت را از دشتی که کربلا است و گستره اش به پهنای همه خون هایی که آبیاری می دهد زندگی زندگان را تا بدانند حیات نه به ضربان تنفس بلکه به روشنی چراغ بیداری است.

قیام حسین

در روزهایی به سر می بریم که قرن ها پیش را جلوی چشمانمان زنده می سازد. همچنان صف های میان حریان و یزیدیان برپا است و باز هم خون ها ریخته می شود و جان ها برقرار است. حاکمان رقص شمشیر به پا می کنند و مظلومان را به غارت درمی آورند تا ساز قدرت طلبی خود را برای حاضران به صدا درآورند، غافل از این که از بام تا شام بیدارانی زنده به نام «حسین»، آماده برای رشادت ها هستند و نمی گذارند مظلومیت کاروان کربلا تکرار گردد.

قیام حسین

دست هایی آماده برای دادخواهی با نفس قهرمانانه رگباری می شوند بر سر غارتگران زندگی تا حافظ فرزندان «حسین» باشند و ادامه دهنده جهادی که رمزش عاشورا است. فرقی ندارد در سوریه و فلسطین باشد یا یمن. هر کجا تاریکی است، نوری می تابد؛ روشن از آستان کربلا. یاران حسین را نه زور زمان متوقف می کند و نه زمانه هفتاد رنگ و پُر تزویر. چرا که گرمی عدالت خواهی و سرخی شهادت و فریاد غربت کربلا نه با سوزاندن خیمه ها و نه با ریختن خون ها و نه با بریدن سرها خاموش نمی گردد که عاشورا بهانه ای است برای زنده شدن های دوباره و زایش حقیقتی که «حسین» را نه از پس یک روز بلکه به عنوان نشانه ای جهت شناخت خود می خواهد و از این رو بر سر و سینه می زند و گریه سر می دهد تا فریاد «هل مِن ناصر یَنصُرُنى»  را پاسخ دهد. پاسخ به «حسین(ع)»، پاسخ به خود است. پاسخ به فطرتی که روحانیت حقیقت را می طلبد. از این رو مسلمان ایرانی این روزها و همچنان خود را در صحرای کربلا می یابد و در میدانی که با خون خود تبدیل به «شهدا» کرد.

قیام حسینی

یاران حسین(ع)، سلیمان زمانه اند و پاسدار حرمی که چراغش به روشنی زیباست. چه نیک که قهرمانان زنده اند و چه تلخ بر تاریکی دوربین ها و خاموشی سازها و عریانی صحنه هایی که نمی جویند این قهرمانان را تا به ثبت و ضبط و نمایش درآورند زنده بودن خون حسینیان را. تا برای خاموشان جهان مخابره کنند زندگی زندگان را. تا به تحلیل درآید رابطه ی خون کربلا با خون انقلاب و خون ایثارگران جنگی تحمیلی علیه ملت حسینی. تا روشنایی چراغ کربلا برای جهانیان به نمایش درآید تا دریابند این خیمه هیچ گاه آتش نخواهد گرفت تا وقتی جان هایی عاشق برای حسین(ع) و یاران کربلایی اش شعله ور است. 


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.