پنجشنبه, 21 آذر 1398
کد خبر: 11735
در نقد تفکر فاسد ضدایرانی که هنوز در انتظار «سوال» است

از فرزان تا فروزان از کاباره تا بالش ۳ نفره، تنها سیاهی است

آوینی فیلم: فرزان دلجو با نام اصلی محمد مجاهد، بازیگر، نویسنده و کارگردان و مجری برنامه های تلویزیونی ساکن لس آنجلس چندی پیش درخواست فعالیت در سینمای رسمی ایران را با ارائه فیلمنامه «سوال» به جریان انداخت. وی که در سالهای ابتدای انقلاب با راه اندازی روزنامه و نیز شبکه تلویزیونی «جنبش»، با پرچم شیر و خورشید مانور سیاسی می داد بعدها کاسبی سیاسی را به دلیل ورشکستگی رها کرد. این یادداشت گزارشی «آوینی فیلم» به شکل مفصل و تحلیلی درباره فعالیت های ضدفرهنگی فرزان دلجو است.
آوینی فیلم

فرزان دلجو با نام اصلی محمد مجاهد، بازیگر، نویسنده و کارگردان و مجری برنامه های تلویزیونی ساکن لس آنجلس چندی پیش درخواست فعالیت در سینمای رسمی ایران را با ارائه فیلمنامه «سوال» به جریان انداخت. هر چند درخواست مجوز ساخت و ارائه فیلمنامه می تواند از سوی هر فردی صورت بگیرد و تا رسیدن به پروسه تصویب فاصله های زیادی وجود دارد ولی علاقمندان سینه چاک «فیلمفارسی» و عناصر همفکر با آن سینمای سوخته که همچنان در سالهای شکوفایی سینمای پس از انقلاب، با همان تفکر و با لباسی فریبنده به فعالیت مشغولند، از طریق رسانه های تحت امر خود که عاشق اخبار زردی همچون «فعالیت دوباره دلجو در سینمای ایران» هستند، چنان یک موضوع پیش پاافتاده را جا انداختند که انگار بازیگر رمانتیک! سال های دور که در خارج از کشور از زور بیکاری به نمایش های جنسی خاله زنکی! رسید، قرار است به زودی با فیلمنامه ای تحت عنوان «سوال» و با تعدادی بازیگر آمریکایی و با همان عینک دودی همیشگی اش باز هم ژست چهل سال پیش را مقابل دوربین نمایان کند، غافل از اینکه هر چند تولیدات فیلمفارسی توسط تهیه کنندگان سینمای این سالها حتی با تکرار همان نام های قبلی و طبق همان سناریو تولید شدند ولی مردم دیگر آن نوع سینمای ضداخلاقی را که نان خود را با طرح قصه هایی پیرامون گرایشات جنسی درمی آورد، طرد کرده اند و عنوان «فیلمفارسی» به عنوان یک دشنام، برچسب آثاری با اینگونه تفکر است.

فرزان دلجو

به گزارش آوینی فیلم، «فرزان دلجو» که جزو آخرین نسل از تفکر فیلمفارسی در قبل از انقلاب بود، با این اعتقاد که «دست فيلمساز سینمای بعد از انقلاب بسته است»، قرار است به سینمای ما چه بدهد که باید در انتظار بازگشت دوباره اش باشیم؟ دست های باز اینگونه سینماگران همراه با مُشتی چرندیات غیراخلاقی است که اگر هم همانند سینمای قبل از انقلاب، چند شعار آبکی مثل جوانمردی و لوطی گری داشته باشد ولی آکنده از شیوه زیست غیرایرانی و تمایلات غربی و رفتارهای آزاد جنسی است؛ همان مسیری که در آنسوی مرزها تبعات جبران ناپذیری همانند «فرزندهای بی شناسنامه» و «انسان های بی هویت» را به بار آورده است.

فرزان دلجو

فرزان دلجو که از نسل جوان و تین ایجری سینمای پیش از انقلاب بود، با تفکر فیلمفارسی و ادعای منتقد بودن همچنان در سال های مهاجرت نیز در چند فعالیت محدودی که داشت، نگاه دلجویانه خود را نسبت به فرهنگ پیش از انقلاب حفظ کرد، چرا که اعتقاد دارد: «بايد از سينمای قبل از انقلاب دفاع کنيم، زيرا بسياری از فيلم های آن دوران در جشنواره ها شرکت می کردند و اگر سينمای ديروز ادامه می يافت، شايد امروز وضعيت بهتری داشت.» دلجو نه تنها با بیان اینگونه حرف ها در چند برنامه و نشست رسانه ای شرکت کرد بلکه طی پیوند با نگاه افرادی متصل به آن سینمای مفلوک همچنان درصدد برپا کردن همان «سوال»های پیش افتاده در سینمای ایران خواهد بود. حتی اگر فیلمی با شرکت بازیگران آمریکایی و در چرخه مقررات شورای نظارت در سینمای پس از انقلاب باشد و پوسته قانونی هم به خود بگیرد، باز هم ذات اینگونه افراد و روح اثری که ارائه می کنند- اگر بتوان آن را روح هنری نامید- دارای همان اندیشه فیلمفارسی است که در سال های بعد از انقلاب نیز همچنان دکانش توسط نسل های نو باز مانده است! سینمایی که هم در بیان سینمایی عقب مانده است و هم پیرو مفاهیمی است که با اعتقادات اصیل ایرانیان فرسنگ ها فاصله دارد.

فرزان دلجو

به گزارش آوینی فیلم، در سینمای فیلمفارسی پیش از انقلاب که خالی از هرگونه ساختار سینمایی و منفک از ذات فرهنگی ایرانیان بود، اگر در یکسو فردین بود و در سویی دیگر تفکر قیصری. در بخشی از سینمای رمانتیک جوانانه سینمایی رشد کرد که ظاهر رمانتیک داشت و اصلش بر پایه تمایلات جنسی جوانانه بود، هر چند با ترانه سیاسی «بوی گندم» رنگ و لعاب متفاوتی یافت. فرزین هر چند جزو ته مانده های این نوع نگاه بود ولی با یک تیم بازیگری متفاوت در سالهای انتهایی حکومت سیاه شاهنشاهی به میدان آمد و به جای فروزان دلخوش به رفتار اروتیک «آیلین ویگن» شد. زوج بازیگری که بعدها در سرزمین غرب دوباره همدیگر را یافتند! تمایلات جنسی قصه هایی که ظاهری عاشقانه و تمی مبتذل و ژستی انتقادی داشتند، نه تنها در پنج فیلم قبل از انقلاب دلجو به نام های یاران، شب غریبان، علف های هرز، ماهی ‌ها در خاک می میرند و بوی گندم به چشم می خورد، بلکه بعدها در 5 نمایش به صحنه درآمده نیز خودنمایی کرد.  

فرزان دلجو

تکلیف فیلمهای سطحی و ضدفرهنگی پیش از انقلاب که مشخص است. در نمایش های آماتوری هم که دلجو در سالهای پس از انقلاب بازی و کارگردانی کرد، بیش از همه از ابزار جنسیتی زن و شوخی های مبتذل برای کسب درآمد استفاده شد. به گزارش آوینی فیلم، نمایش کمدی موزیکال «گنج قارون نمیخوام» در کنار استفاده از داستان کلیشه ای «گنج قارون»، به شرایط فعالیت شبکه های ماهواره ای پرداخت و با طرح قصه ای از حمید شب خیز، مجری و صاحب شبکه ای فارسی زبان، در سال 2012 در لوگان هال لندن به روی صحنه رفت. نمایش کمدی موزیکال «سلام امریکا» به کارگردانی فرزان دلجو خانواده را ریشخند گرفت و طی شوخی با فضای فعالیت هنری، روابط و ارتباطات نامطلوب را به صحنه آورد و به سبک لاله زاری در نیویورک به اجرا درآمد.

فرزان دلجو

نمایش کمدی «ماتیک» به کارگردانی دلجو که در اجرای دوباره اش، شهرام شب پره را جایگزین سعید کنگرانی کرد، در ارتباط با زندگی مشترک پسر و دختری در امریکا است که به سبک زیست غربی ها بدون ازدواج زیر یک سقف به سر می برند و سفر پدرِ دختر از ایران، زندگی شان را به خطر می اندازد. کاملا مشخص است که کارگردان متقاضی فعالیت در ایران چه تفکری در سر دارد و سوالی که میخواهد طرح کند، حاوی چه نکات غیراخلاقی است! چنان که نمایش کمدی «بالش سه نفره» در هتل ارواین کالیفرنیا نیز با موضوع خیانت پیشه گی همسران در سال 2018 به نویسندگی و کارگردانی و بازی فرزان دلجو به اجرا درآمد. اما اوج ابتذال تئاتری دلجو در نمایش «استریپ تیز» با شرکت مینا لاکانی؛ بازیگر کشف ححاب کرده، سیدمحمد حسینی؛ شومن فراری ضدانقلاب، بهار خادمی؛ بازیگر آثار مبتذل خارج نشین ها و فرزان دلجو  رقم خورد. همکاری های مشترک فرزان دلجو با سیدمحمد حسینی در شوی «میهمان ویژه» هم ادامه یافت. برنامه ای که به ظاهر اعلام کرد «حرف سیاسی نمی زنیم»، اما نتیجه اش نه تنها مقابله با رای مردم در انتخابات شد بلکه حتی اعتقادات مذهبی ایرانیان را مورد تمسخر قرار داد.

فرزان دلجو

دلجو که در سالهای ابتدای انقلاب با راه اندازی روزنامه و نیز شبکه تلویزیونی «جنبش»، با پرچم شیر و خورشید مانور سیاسی می داد و با بختیار و پسر پهلوی مصاحبه می کرد، بعدها کاسبی سیاسی را به دلیل ورشکستگی رها کرد. او که قرار بود با همراهی دوباره با برادرش فیلمی به نام «زیر چراغ قرمز» را در ایام منتهی به انقلاب در شمال کشور تولید کند، بعدها در امریکا مجموعه ای سریالی به نام «خداحافظ تهران....خداحافظ» که درباره زندگی ایرانیان در مهاجرت است را تولید کرد.

فرزان دلجو

اگر بعدها کتاب «کاملا خصوصی»(سرگذشت پرماجرای محمود قربانی) توسط دلجو نگاشته شد، نه نقد کاباره دار معروف و همسر سابق یکی از خوانندگان قدیمی بلکه راهی برای کیسه دوزی بود چرا که راه اندازی انواع شبکه های ماهواره ای همچون Merci TV، Today TV و پُرحرفی های دلجو و شعارگویی های تکراری و رفتار و لحن نامتعادلش که با کمترین دانش ممکن درصدد بیان حرف های عمیق بود، هیچ نکته جذابی برای جذب تبلیغات به همراه نداشت. هر چند نویسنده کتاب «کاملا خصوصی» از میان خاطرات یک کاباره دار به شش دهه سرک کشید و مافیای موسیقی و سیاست را روایت کرد، اما از این کتاب گسسته نکته تازه ای نسبت به سیمای مفلوک درباریان ارائه نمی شود.

فرزان دلجو

به گزارش آوینی فیلم، طرح فیلمنامه ای با عنوان «سوال» جهت اخذ مجوز از طریق تهیه کننده ای قدیمی که سالها بیمار و خانه نشین بود، به راه افتاده است. محمد هاشم سبوکی، مدیر «شیراز فیلم» که چند سال پیش تعطیلی دفترش را اعلام کرده بود، حالا گمان می برد که از طریق نام سوخته ای چون «دلجو» می تواند احیا شود، همانگونه که پیشتر نیز با فیلمنامه «بابای ایرانی» درصدد اخذ مجوز برای بازیگر خارج نشین بود هر چند در تلویزیون شهرام همایون، از عناصر ضدانقلاب که به دلیل رفتارهای کاسب کارانه به سوژه طنز مهران مدیری هم تبدیل شد، عنوان گردید که این فیلم قرار بود به کارگردانی محسنی نسب و با حضور فرزان دلجو در نقش سرهنگ تولید شود و دلجو در همین برنامه ادعا کرد که از او درخواست شده تا سریال تلویزیونی 52 قسمتی را در ایران کارگردانی کند که او نپذیرفت!

فرزان دلجو

فرزان دلجو در برنامه «نگاه تازه» رادیوی معاند «فردا» که تحت موصوع «جوانی و جوانی کردن» و در اصل با «نقد سانسور در ایران» پخش شد، نکات انتقادی را پیرامون ممیزی در ایران عنوان کرده بود. هر چند او ادعا می کند که اولین ساخته سینمایی اش (یاران) به دلیل نقد سیاست حاکم توسط دستگاه سانسور پهلوی در شب هفدهم اکران توقيف شد، اما نگاه های تند انتقادی اش در برنامه های مختلفی که در امریکا به اجرا درآورد و کنایه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی اش در چند تلویزیون کوچک و آماتوری که راه انداخت، نباید در نزد مسئولان فرهنگی و نظارتی کشورمان مورد غفلت قرار گیرد و اصلا مشخص نیست کسی که «سینمای پس از انقلاب اسلامی» را قبول ندارد و آن را مورد مذمت قرار می دهد، چرا با ارائه فیلمنامه «سوال» در انتظار «پاسخ» شورای تصویب فیلمنامه مانده است؟! مدت زمان چندان دوری نیست که همین آقای آماده برای طرح «سوال» در یک رسانه ضدایرانی مواضع خود را چنین بیان کرده بود: «بيشتر فيلم های بعد از انقلاب فرمايشی بوده اند و اگر مروری بر اين فيلم ها بکنيم، می بينيم در هر دوره ای، فيلم ها تاريخ مصرف داشته اند و امروز ديگر تماشاگری ندارند. اگر ديروز احساس و عشقی در فيلم ها وجود داشت که تماشاگر با آن ارتباط برقرار می کرد، امروز اين احساس و عشق را هم نداريم...» دلجو به صراحت سینمای پس از انقلاب را با جملات انتقادی به زیر سوال می برد و کاملا مشخص است که زور بیکاری و بی پولی و ورشکسته ماندن برنامه های پوسیده شبکه های ماهواره ای اش وی را به سمت فعالیت در ایران هدایت کرده است و حتما افرادی هم در ایران به او خط داده اند که الان زمانی مساعد برای تاختن در فرهنگ و هنر دولت متفاوت ایران است! مسیری که پیش از این هم در دوران ظهور اصلاحات توسط چند خواننده خارج نشین طی شد ولی با همه چراغ سبزی که از داخل نشان داده شد، فضای فکری مردم ایران اجازه اخذ مجوز دولتی به اینگونه افراد مطرود را نداد. هر چند خواننده های جامانده ای همچون «امید سلطانی» در آن زمان در برنامه هایی نظیر رادیو بی بی سی یکسری خاطرات ساختگی مبنی بر سابقه رزمندگی! بیان کرده بودند و در نهایت یاوه گویی این گونه افراد که بعدها همنشین رژیم صهیونیستی شدند مورد پذیرش قرار نگرفت.

به گزارش آوینی فیلم، باید مسئولان امروز فرهنگی و سینمایی به هوش باشند که اسیر جو رسانه ای قرار نگرفته و مجال فعالیت برای عناصر فراری و مُهره های سوخته لس آنجلس نشین را فراهم نکنند، حتی اگر دلجو در یک گفتگوی تلویزیونی اعلام کرده باشد که روحانی و ظریف به مردم خدمت کرده اند! ولی باید دانست که اندیشه سوخته هیچگاه سوغاتی برای عرصه نخواهد داشت و تنها به بازسازی رفتاری دست می زند که چهل سال پیش بر روی آن ضربدر درشتی توسط مردم کشیده شد و امروزه برخی با طرح «سوال» از سوی عناصر گمگشته و حیران و دورمانده می خواهند دوباره آنگونه رفتارهای غیراخلاقی را زنده سازند، همانگونه که خود دلجو در گفتگویی با انتقاد از شکل جوانی در سالهای پس از انقلاب می گوید: «امروز متاسفانه يک ضربدر روی عشق است و امروز نمی توانيم عشق را حس کنيم، لمس کنيم و ببينيم.» پس باید توجه داشت که ثمره فعالیت اینگونه عناصر مطرود، تنفس یافتن در هوایی سرشار از آلودگی و فساد و تباهی است و نباید به شکل وارونه حرکت کرد و با عنوان فریبنده «بازگشت ایرانیان به وطن»، مجوز ورود تفکرات باطل را به کشور داد. بلکه بی درنگ باید جلوی طرح اینگونه سوالات را از افرادی که هنوز در تفکر سیاه دیروز زیست می کنند را گرفت.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.