يكشنبه, 27 مرداد 1398
کد خبر: 11685
تحلیل فضای آثار «محمد رسول اف» و نسبتی که با جنجال سازی برقرار می کند

نقد فیلم «لرد» که ته مانده نگاهی سیاست زده و واپس مانده است

آوینی فیلم: در روزهای گذشته اعلام حکم محکومیت «محمد رسول اف» از سوی دستگاه قضا همراه با واکنش های بسیاری در داخل و خارج از کشور بوده است و سینماگران ایران طی نامه ای به قوه قضائیه خواستار توجه به پرونده فیلمساز پرحاشیه ی این سالها شدند و در ادامه جمعی از سینماگران شناخته شده نیز جلوی دادگاه انقلاب تجمع کردند! این یادداشت برای اولین بار بنا دارد که با مروری بر نگاه این فیلمساز پرحاشیه و نقد آثارش، ضمن اثبات عدم ارزش هنری فیلمهای «رسول اف»، به رفتارهای برنامه ریزی شده این سینماگر جنجالی برای ایجاد فضایی به دور از حقیقت بپردازد و مسیرهای غیرقانونی طی شده توسط وی که منجر به صدور حکم قضایی شد را بررسی نماید.
آوینی فیلم

بررسی آثار «محمد رسول اف»، فیلمساز همیشه معترض ایرانی از این رو می تواند قابل اهمیت باشد که تا به حال رسانه های داخلی به دلیل عدم اکران آثار وی در ایران، ارتباطی با فیلمهایش پیدا نکرده و معمولا هم براساس اخبار رسانه های خارجی به بازتاب اتفاقاتی که بر این فیلمساز رفته می پردازند. این نوشته با بررسی اجمالی آثار رسول اف این مساله را بروز خواهد داد که ضعف های مفرط فیلمهای ساخته شده توسط رسول اف زیر سایه حواشی متعدد و جنجال های سیاسی قرار گرفته و همه آثارش و به خصوص آخرین فیلم جنجالی اش «لرد» فاقد هرگونه زیبایی شناسی سینمایی و ارزش های روایتگری است.

خشم و هیاهوی فیلمسازی که بازیگر میدان سیاست است

rasol.jpg

با مرور فیلم های «محمد رسول اف» به این نتیجه می رسیم که جملگی برخلاف ادعاهای سازنده شان هیچ عمقی ندارند و مشکلات جامعه دستاویزی است برای راه یابی به فرش قرمز فستیوالهای رنگارنگ سیاسی و به عبارتی بهتر هذیان گویی مهمترین اصل این فیلم ها است، هر چند رسول اف میگوید که فیلمهایش سیاسی نیست و بازتاب دهنده اتفاقات است. نماهای منفعل و ریتم کش دار و داستان های آشفته فیلم های رسول اف نه تنها وجود هرگونه ارزش سینمایی را از آثارش دور ساخته بلکه حتی در صورت فراهم بودن امکان نمایش فیلمها برای عموم نیز کمترین همراهی از سوی مخاطب شکل می گرفت. چون فیلمها چنان بی قصه و کش دار است که تنها بازتاب دهنده عقده های درونی فیلمساز توسط کاراکترها است و یک بیانیه سیاه سیاسی و یک واکنش کودکانه ژورنالیستی به اتفاقات محسوب می شود.

فیلم دست نوشته ها نمی سوزند

به گزارش آوینی فیلم، با مشاهده همه آثار رسول اف، چه داستانی و چه مستند با حکایات و روایت هایی مواجه می شویم که گویی در یک فضای غیر رئال رخ می دهد، در حالی که فیلمساز ادعای واقع گرایی و همسو بودن با اتفاقات جامعه و دردهای مردم را دارد. گزافه گویی فیلمساز وقتی بیشتر خود را نشان می دهد که دریابیم بسیاری از پلان ها با این هدف شکل گرفته اند که نقطه نظرات سیاسیون غربی و معاندان ایران را بازگو سازند. از این رو شخصیت های آثار محمد رسول اف نه تنها در استیصال کامل به سر می برند و قادر به اجرای رفتارهای روزمره نیستند بلکه در مکان و زمانی متفاوت نسبت به روزگار امروز ایرانیان سر می کنند که می تواند ناشی از فاصله مکانی و فاصله زیست فیلمساز با بدنه جامعه ایران باشد. حتی کاراکترهای روشنفکر در سیاسی ترین فیلم رسول اف با نام «دست نوشته ها نمی سوزند» هم گویی غریبه با فضای واقعی نویسندگان ایرانی به سر می برند. کاراکترهای آثار رسول اف هیچ کدام رگه هایی از نوع زیست مردمان ایران را ندارند و این نوع شخصیت پردازی نشان می دهد که فیلمساز نه تنها شناختی نسبت به جهان پیرامونش ندارد بلکه شخصیت ها بهانه ای هستند برای اجرای فرامین دیکته شده توسط فیلمساز که تنها با رویکرد مغرضانه با پدیده ها و اتفاقات برخورد می کند و حتی به خود این زحمت را نمی دهد که درباره مضامین و موضوعات آثارش به شکل جدی و واقعی و به دور از کینه ورزی تحقیق کند. از این رو با تحلیلی مجزا نسبت به رفتارهای سیاسی فیلمساز، آورده ای هنری یا تجربه ای سینمایی را در آثارش نمی یابیم بلکه تنها واکنش های سیاسی سینماگری است که جنجال آفرینی برایش مهمترین شرط بقا است.

این یک فیلم نیست!

فیلم جزیره آهنی

ساخته های رسول اف تنها دلخوش به ایده می ماند و فیلمساز با نگاهی سیاسی نسبت به اتفاقات تنها به انتخاب عنوان موضوعات بسنده میکند، چرا که همین اندازه هم کارش را در جشنواره های خارجی با جوایز رنگی راه می اندازد!

فیلم گاگومان

فیلم «گاگومان»، اثری با پوسته مستند درباره شخصیتی بزهکار به نام علیرضا شالیکاران است که دیماه سال 77 در زندان بجنورد در بند است. او از طریق مادرش که او هم زندانی است با زنی زندانی آشنا شده و ازدواج می کند. زندان به تصویردرآمده در شبه مستند رسول اف گویی بازسازی زندان مورد علاقه آقای فیلمساز است که با واقعیت فاصله دارد و در آن حتی ساز و نوازنده هم پیدا میشود.

فیلم باد دبور

عنوان فیلم «باد دبور» از مخالف خوانی می آید و فیلمساز با نگاهی تمسخرآمیز و باز هم با ژست مستند به تقابل دیدگاه تغییر یافته مردم ایران در مواجهه با رسانه های جدید همچون ماهواره می پردازد. شخصیت اصلی بخش های مختلف این فیلم گسسته شامل نصاب ماهواره، فروشنده فیلم های غیرمجاز، گروه زیرزمینی موسیقی و عده ای جوان و خانواده هایی است که طی گفتگو با دوربین فیلمساز خواهان آزادی در عصر جدید هستند. آنها همان حرفهای مورد نظر رسول اف را مبنی بر پوست اندازی جامعه ایرانی می زنند و از لزوم برداشتن موانع برای استفاده از ماهواره می گویند، چرا که فیلمساز، برنامه های ماهواره ای را موجب دورهمی خانواده های ایرانی می داند و به تفاوت آن با رسانه ملی و تقابل مردم با این رسانه ی حاکمیت می پردازد!

فیلم به امید دیدار

در فیلم های «به امید دیدار» و «جزیره آهنی» هم فیلمساز دربست سوار بر ناهنجاری ها است. «کشتزارهای سپید» که نماهایی تقلیدی از آثار آنجلوپولوس؛ فیلمساز مطرح یونانی را عاریه گرفته است، با نگاهی اغراق آمیز نسبت به اجرای متفاوت آئین ها و رسوم اقوام ایرانی، به جنگ دین و آئین می رود و «دست نوشته ها نمی سوزند» یک اثر مشوش و پریشان گو با پوستین شعارزده فیلمهای مخملباف است.

فیلم کشتزارهای سپید

به گزارش آوینی فیلم، رسول اف که علاقه زیادی به نمادپردازی و استعاره و -به قول خودش متافوریک(پیوند استعاری) دارد، از بیان قصه گویی در همه فیلمهایش عاجز است و به ناچار سراغ نمادپردازی رفته و متوسل به سمبلیک می شود که نمونه ای ترین آنها فیلم «کشتزارهای سپید» است. فیلمساز در حالی این نوع فرم گرایی را مرتبط با فشار ممیزی می داند که در همه آثارش و به خصوص در فیلم عریان سیاسی «دست نوشته ها نمی سوزند» بدترین تهمت ها را از طریق داستان هایی دروغ پردازانه نثار حکومت می کند و حتی امکان می یابد که همه آثارش را در ایران تولید کند که این بخش از غفلت مسئولان فرهنگی کشور سرچشمه می گیرد تا رسول اف بدون هیچ گونه نظارتی، «کشتزارهای سپید» را در ارومیه و «لرد» را به راحتی  در اطراف رامسر فیلمبرداری کند، همان گونه که دیگر آثارش همین گونه رقم خورد و فقط فیلمبرداری «دست نوشته ها نمی سوزند» به شکل مخفیانه و توسط گروهی شش نفره شکل گرفت و در نهایت نامی از بازیگران در تیتراژ فیلم برده نشد.

فیلم دست نوشته ها نمی سوزند

سه مامور امنیتی و سه نویسنده معترض، داستان «دست نوشته ها نمی سوزند» را شکل می دهند که به گفته فیلمساز روایت واژگونی اتوبوس نویسندگان ایرانی در سفر به ارمنستان است. توهم فیلمساز در روایتی که از فرط آماتور بودن به کمدی می نماید، هر تهمتی را به صحنه می آورد و از نویسنده کیهان تا مامور وزارت اطلاعات را درگیر داستانی دروغین می کند؛ همان گونه که در روزهای اخیر نیز طی گفتگو با رادیوی معاند فردا، داستان مضحکی همچون بازجو بودن کارمندان سازمان اوج را مطرح می کند و خواستار توضیح این سازمان فرهنگی رسانه ای می شود! به نظر می رسد اگر قدری قوه دروغ پردازی فیلمساز معطوف به درامی خیال پردازانه و به دور از ادعای واقع گرایی میشد، سرنوشت سینمای رسول اف قدری قابل تحمل میشد.

به گزارش آوینی فیلم، خشکی نگاه و سردی بازی های به اجرا آمده در آثار رسول اف در کنار لحن تلخ و دیالوگ های شعاری، کاملا دور از جنبه های درام پردازانه قرار می گیرد. هر چند رفتار فیلمساز و رویکرد فستیوال های سیاسی نمایانگر این است که فیلم ها و شخصیت های آثار رسول اف تنها دستاویزی برای اجرای پروژه ای سیاسی هستند. در واقع آثار تولید شده هر چند اسم سینمایی به خود گرفته اند، ولی در قالب بیانی و شیوه رفتاری رسانه های یکسویه نگر تنها درصدد اجرای سیاست های فرهنگی و اجتماعی غربی ها به کار می آید. از این جهت «جزیره آهنی» با زیر سوال بردن جایگاه حاکمیت، «به امید دیدار» با ادعای خفقان حاکم علیه زنان ایرانی و مهاجرتی ناخواسته، «کشتزارهای سپید» در تمسخر سنت و آئین ایرانی و اعتقادات دینی، «دست نوشته ها نمی سوزند» در حمایت از نویسندگان معاند و «لرد» با ادعای طرح فساد ساختاری و حمایت از بهائیان ایرانی ساخته شدند.

لرد؛ نهایت تلخ اندیشی مردی سیاسی که سینماگر نام گرفته است

فیلم لرد

«رسول اف»، هسته اصلی فیلم «لِرد» را در رابطه میان ساختار فاسد و تصمیم جمعی می داند و هر رفتار فسادآمیز را به سیستم وصل می کند. دروغ پردازی های این سینماگر در فیلم لرد با ماجرای درگیر شدن یک جوان شمالی به نام رضا (با بازی رضا اخلاقی راد) شروع می شود. همسر رضا (با بازی سودابه بیضایی) مدیر دبیرستان است و هر دو به لحاظ زبان و زیست وصله ناجوری نسبت به مردمان منطقه هستند. نگاه شعارزده فیلمساز با وجود استفاده از فرم فضای آثار مختلف؛ از تارکوفسکی تا بیضایی چنان در لرد نگاه تعفن آمیزی به خود می گیرد که یادآور نگرش فیلمهای تولیدی ضدایرانی در خارج از کشور است. رسول اف در ایران عصر حاضر هنوز در خاطره «بدون دخترم هرگز» به سر می برد. در همان سکانس اول «لرد»، دو جوان از طرف مسجد برای کشف مشروبات الکلی به شکل ناگهانی وارد خانه شخصیت اصلی فیلم می شوند! کارگردان که علاقه ویژه ای به نشانه ها و کنایه های سیاسی دارد، شغل شخصیت اصلی فیلمش را پرورش ماهی انتخاب می کند تا از طریق ماهی های مُرده استعاره سیاسی خود را به پیش ببرد. «رشوه گیری» بهانه ای برای آغاز داستان «لرد» میشود تا نقدهای فیلمساز علیه بی قانونی در کشور آغاز شود و به خشونت افراطی ماموران پاسگاه و بی عدالتی قاضی از نگاه کارگردان زاویه دار بینجامد!

فیلم لرد

در لرد همه به هم رشوه می دهند، غاصب زندگی و زمین دیگران می شوند، شخصیتی به نام «عباس» نماد استبداد میشود که به بالا وصل است و در سابقه اش قتل دختر سه ساله اش هم دیده میشود! و دختر درسخوان مدرسه به دلیل بهایی بودن در آستانه اخراج قرار دارد. دختر دیگر خانواده از دانشگاه جا می ماند و پدر این خانواده ی بهایی هم از کار اخراج می شود و مادر خانواده بهایی(با بازی نسیم ادبی) بیانیه مظلوم نمایی بهائیان داخل ایران را سر می دهد! بیانیه ای که با سوگ خودکشی دختر و ممنوعیت دفنش در قبرستان مسلمانان به نهایت پیام مورد دلخواه فیلمساز سیاسی را اعلام می کند. در واقع مدیر و مدرسه در خدمت نگاه سیاسی مورد نظر غربی ها در فیلم لرد رسول اف به کار گرفته می شوند تا حامی بهائیت شوند! از این مُهره های به کار رفته توسط فیلمساز در «لرد» بسیار میتوان پیدا کرد و فیلمساز با نگاهی توهین آمیز به مردمان آن منطقه که تحت عنوان «جعفرآبادی» خطاب میشوند، برخورد می کند. توصیه فیلمساز از زبان همسر رضا این است که «باید مثل آنها شد و در دادگاه پول خرج کرد تا بتوان حق خود را گرفت»! و به حکم فیلم، «یا باید ظالم بود یا مظلوم». فیلم لرد وقتی از بیانیه گویی کمی خلاص میشود، ناگهان وارد فضاهای غیرعادی و کمیک می شود، مثلا مکانی هم شکل سونا از دل کوه نمایان میکند یا عملیات آموزش استحمام همراه با خشونت را توسط پدر به اجرا درمی آورد! مواجهه سیاسی فیلمساز با شخصیت هایش حتی کودکان را هم دربرمی گیرد و پسربچه رضا به توصیه فیلمساز معترض لرد، پسر رئیس پاسگاه را به شدت کتک میزند! دوست رضا هم در ادامه سناریوی فیلمساز، به حکم فعالیت علیه نظام زندانی سیاسی میشود و همسرش آواره خیابانها می گردد. لرد با به آتش کشیده شدن خانه رضا و قتل عباس توسط وی به انتها میرسد و شعار سیاسی فیلمساز این است که شرایط موجب میشود که رضا در انتها برخلاف مسیر اولیه رو به تیرگی برود و جایگزین عباس در نقش ظالم شود.

فیلم لرد

«لِرد» به ته مانده مایعات(شراب) گفته می شود و بنا به گفته فیلمساز دلیل این نامگذاری، «ته نشین شدن مشکلات از بالاترین سطوح سیاسی به فرهنگ عمومی» بوده است! ولی در نهایت این مایعِ بیانیه ای با بی مایه گی اثر مخلوط شده و یک فیلم بی روح و فاقد هرگونه ظرافت هنری را رقم می زند چنان که پس از مشاهده فیلم لرد، جدا از تیرگی افراطی قصه اش، با یک اثر آماتوری مواجه می شویم و متعجب از این که جشنواره پرادعای کن با تخصیص جایزه بخش نوعی نگاه به چنین فیلمی، قید کوچکترین آبرو و اعتبارش را هم زده است.

لرد تلخی است و نهایت تلخ اندیشی و تاریک نمایی رفتار جامعه ایرانی توسط محمد رسول اف به شمار می رود، با این حال وی با همراهی «عباس میلانی»، یکی از عناصر شناخته شده فراری که با دانشگاه استنفورد در کالیفرنیای آمریکا ارتباط دارد، جهت اجرایی ساختن پروژه ای سیاسی، برنامه نمایش و نشست خبری «فیلم لرد» را در این دانشگاه برپا می کند و این مجلس پرسش و پاسخ که بهرام بیضایی را هم به عنوان میهمان ویژه همراه دارد، تبدیل به بیان مهملات سینماگری می شود که به جای گفتگو راجع به کیفیت فیلمش و صحبت درباره وجوه هنری اثر- که فاقد آن است- سراسر در جهت بیان مخالف خوانی با حاکمیت می گذرد. رسول اف در این شوی سیاسی و چند گفتگوی دیگر با ذکر خاطره ای از چند سال پیش، نیروی انتظامی را متهم به رشوه گیری می کند و این قصه بافته شده را به کل نظام بسط می دهد و دلیل ساخت «لرد» را موضوعی می داند که بر خود رفته است. اما «لرد» دقیقا در نقطه مقابل نام دیگرش که توسط پخش کننده فرانسوی انتخاب شده، قرار دارد و نه تنها داستان حکایت شده در راستای «مردی از جنس صداقت» (A Man of Integrity) نیست بلکه تراوشات سیاسی فیلمسازی است که در فضای بیمارگون سینمای جهان عنوان «فیلمساز بین المللی» پیدا کرده و با آثار مشوشی همچون «به امید دیدار» و «لرد» برنده جایزه نوعی نگاه کن می شود و با «دست نوشته ها نمی سوزند» با موضوع قتل های زنجیره ای هم جایزه منتقدین بین المللی کن را در سال 2013 صاحب میشود تا هم مورد حمایت معتبرترین نشریات فرانسوی قرار بگیرد و در آنسو همراهی شبکه های معاند فارسی زبان را به عنوان یار همیشگی با خود داشته باشد.

فیلمسازی که علاقه به محکومیت دارد!

محمد رسول اف

 سوالی که برای هر انسان قانونمندی پیش می آید این است که چگونه یک فرد به راحتی داستانهایی را با آب و تاب در کشور بیگانه تعریف می کند و اتهامی را متوجه نهاد و مجموعه ای می سازد و آن وقت توقع دارد که این نوع رفتار بدون هرگونه برخورد قضایی باشد. کاش سینماگران حامی رسول اف همچون اصغر فرهادی، جعفر پناهی، بهمن فرمان ‌آرا، رضا درمیشیان، رخشان بنی ‌اعتماد و فاطمه معتمدآریا که روز گذشته محمد رسول اف را تا دادگاه انقلاب همراهی کردند، انواع سخن پراکنی های این کارگردان مغرض را بررسی می کردند تا دریابند برخورد قضایی صورت یافته علیه رسول اف کمترین مواجهه قانونی با رفتارهای غیرقانونی وی به شمار می آید. هر چند در چرایی حمایت این سینماداران داخلی از رسول اف هم نکته ها وجود دارد. آنها در حالی به حمایت از رفتارهای دامنه دار و غیرقانونی رسول اف پرداختند که در روزهای اخیر جو حمایتی رسانه های معاند کاملا در اختیار فیلمساز مجرم قرار گرفته است و رادیو فردا و ایران اینترنشنال و بی بی سی و دیگر رسانه های همسو از رسول اف بتی با عناوین سینماگر معترض و مستقل و جهانی و مردمی ساختند! در این زمینه مشارکت منتقدانی همچون امیر پوریا در گفتگوی تلفنی با شبکه سعودی ایران اینترنشنال شکل یکپارچه خود را در یک مسیر مشخص حمایتی نمایان می سازد و نشان می دهد که با وجود فاصله جغرافیایی، نگرشی واحد در نزد معترضان وجود دارد! نکته جالب اما واکنش رسول اف به تقاضانامه سینماگران از قوه قضائیه است مبنی بر نادیده گرفتن جرم فیلمساز هنجارشکن. فیلمسازی که پیش از این هم سابقه مجرمیت داشته و حکمش نادیده گرفته شده است، در گفتگو با رادیوی مغرض «فردا»، ضمن اظهار تاسف درباره سینماگران ایرانی، آنها را افرادی دانست که با لحنی ملتمسانه و همراه با ترس درخواست عفو وی را از مقام قضایی خواستار شدند!

محمد رسول اف

تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مطابق قوانین جاری موجب حکم محکومیت یک ساله رسول اف و  دو سال ممنوعیت خروج از کشور شد، چرا که وی بارها طی گفت و گوهای مختلف در خارج از کشور موارد اتهامی را علیه حاکمیت ایران صورت داد و در فیلمهای مختلفش به خصوص سه فیلم آخر همان گونه که خود اعتراف می کند به شکلی بی حد و مرز در قالبی داستانی علیه ساختار نظام جمهوری اسلامی جبهه گیری کرد. اما این روزها سینماگران و نهادهای داخلی و خارجی به حمایت از رفتار مجرمانه سینماگری می پردازند که از یک طرف نسبت خانوادگی با مدیرعامل بانک آینده دارد و یک وجه دیگرش مرتبط با فستیوال های سیاسی است. او همواره سعی کرده با رفتاری مظلوم نمایانه و حق به جانب و به دور از رفتار یک هنرمند حرفه ای عباراتی تهمت آمیز علیه مسئولان کشور به کار ببرد و بر مبنای هر قانون و قاعده ای در هر کجای جهان این تهمت ها و رفتارهای سیاسی بدون واکنش قضایی نخواهد بود. هر چند شیوه رفتاری رسول اف نشان می دهد که به شکلی برنامه ریزی شده چنان پیش می رود که حکم محکومیت خود را تسریع ببخشد تا از این طریق بتواند توجه بازارهای سیاسی سینما و سیاسیون معاند با ایران را به سوی خود جلب کند.

محمد رسول اف

به گزارش آوینی فیلم، محمد رسول اف ورژن جدید و به روزتری از جعفر پناهی است چرا که آثاری مشابه در «هذیان گویی» دارند و تولید فیلم هایی که «فیلم نیستند»! ولی مورد اقبال فستیوال هایی سیاسی همچون کن قرار می گیرند. رسول اف از همان دریچه ای به جوایز فسستیوال ها چشم دوخته که پناهی سال ها از آن ارتزاق کرده است. پیمودن راه های غیرقانونی و تظاهر به واقع گرایی و توسل به دروغ پردازی برگ برنده مسیرهای سینمایی این گونه فیلمسازان سیاسی است. بدیهی است که هر انسانی در چارچوب قانون تعریف می شود و در جامعه ای مدنی التزام به قوانین و تبعیت از هنجارهای عرفی و قانونی و شرعی بر همه واجب است و این قاعده برای همه اعتبار دارد و عدالت ایجاب می کند که هر رفتار غیرقانونی و ناهنجار مورد بررسی قضایی قرار گرفته و در صورت بروز هرگونه موارد مجرمانه، با فرد خاطی برخورد قضایی به عمل آید. از این رو نه خوش رقصی های فیلمساز معترض و نه حمایت های نهادهای بین المللی و نه عکس یادگاری و صدور نامه توسط جمعی از فیلمسازان داخلی نمی تواند در اجرای قانون خللی ایجاد کند.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.