يكشنبه, 30 تير 1398
کد خبر: 11439
گفتگوی آوینی فیلم با آرش قادری نویسنده فیلمنامه سریال «گاندو»

در «گاندو» تلاش برای جریان سازی بوده است

آوینی فیلم: آرش قادری با تجربه نگارش فیلمنامه های پلیسی معمایی و با استقبالی که از آثار قبلی اش به عمل آمد، تبدیل به نویسنده ای شده که همه روی فیلمنامه هایش حساب میکنند. فیلمنامه نویس «گاندو» از تجربیات نگارش این فیلمنامه متفاوت میگوید و «گاندو» را حرکتی رو به جلو نسبت به همه آثارش و در قالب سریالهای تلویزیوونی میداند.
آوینی فیلم

گفتگوی کاملی با آرش قادری درباره فیلمنامه «گاندو» انجام شد که گره بسیاری از ناگفته ها درباره این سریال را باز میکند.

نگارش فیلمنامه «گاندو» نسبت به تجربیات قبلی شما چه ویژگی های خاصی داشت؟

قبل از اینکه من وارد پروژه گاندو شوم، یکسری تحقیقات از طرف گروهی انجام شده بود که در اختیار من قرار دادند و با توجه به اینکه زمان طولانی برای تحقیقات انجام شده بود، نمیشد به کل آن را نادیده گرفت. من سعی کردم با استناد به موارد پژوهشی که موسسه شهید آوینی در اختیار من گذاشت، شروع به داستان پردازی کنم. برای همین یک زمان خیلی طولانی را برای پیدا کردن قصه اصلی کنار گذاشتم تا هم تعلیق های مختلف داشته باشد و هم به روز باشد و هم تفکر همیشگی من در تولید سریالهای تلویزیونی که جریان سازی است را بتواند ایجاد کند. من کاملا اعتقاد دارم که یک هنرمند باید بتواند ساختارهای جدیدی را شکل بدهد و جریان ساز باشد. همان کاری که من با فیلمنامه سریال هوش سیاه انجام دادم و متاسفانه هنوز هم خیلی ها دنبال همان ساختار هستند و کسی نتوانسته آن را به شکل جدیدی دربیاورد.

در گاندو به دنبال چه ساختار جدیدی در نگارش فیلمنامه بودید؟

خواستم یک فیلمنامه امنیتی را براساس یک قصه جذاب تعریف کنم. براساس یکسری ایده پردازی ها به قصه ای رسیدم که برای مردم جذاب باشد. چندین بار بازنویسی فیلمنامه براساس یکسری موضوعات جدید انجام شد. خوشبختانه هیچ سفارش تحمیلی از طرف سرمایه گذار به من نشد ولی مواردی مثل مفاسد اقتصادی را براساس شرایط روز جامعه به قصه اضافه کردم چون بعد از اتمام نسخه اول فیلمنامه بحث رانتخواری در کشور بالا گرفت و ما هم براساس آن از قسمت اول یک تحولی در فیلمنامه به وجود آوردیم تا بحث مفاسد اقتصادی در مساله امنیتی تنیده شود.

سریال گاندو

چگونه سعی کردید میان موضوع امنیتی و بحث مفاسد اقتصادی به یک هماهنگی در روایت برسید؟

از ابتدا قرار بود درباره یک پرونده جاسوسی که به نتیجه رسیده بود، فیلمنامه بنویسم و براساس سابقه ای که من در گذشته داشتم برای این کار انتخاب شدم. سعی ما این بود که نگارش فیلمنامه با واقعیت مطابقت داشته باشد و از جذابیتهای درام هم استفاده شود و این کار زمان بری بود. من فیلمنامه را می نوشتم و دوستان براساس واقعیت ساختار عملیاتی توصیه هایی میکردند. همه گفتگوها و توافقات پیرامون فیلمنامه هم به شکل مکتوب انجام میشد. در زمان اجرا هم سعی کردم همراه کار باشم تا شاید نیاز به کمک باشد. با توجه به اینکه با آقای جواد افشار تجربه همکاری موفق داشتم، پروژه گاندو هم به بهترین شکل انجام شد. آقای افشار به شدت نسبت به متن وفادار است و ما زبان هم را به خوبی میفهمیم.

استراتژی شما به عنوان یک فیلمنامه نویس برای نگارش یک فیلمنامه منسجم و در عین حال جذاب چه بود؟ چون تجربیاتی مثل گاندو در تاریخ سریال سازی ما خیلی اندک بوده است.

بازخوردهایی که درباره گاندو داشتیم، در کل مثبت بود. این سریال حتی برای افرادی با تفکر مخالف خیلی خوب و غافلگیرکننده نشان داد. بعضی ها با توجه به تفکری که دارند، نسبت به من موضع میگیرند اما از خود سریال تعریف میکنند. این نشان میدهد که مخاطب ما به روز است و وقتی به او احترام بگذاریم، با اثر احترام میگذارد. متاسفانه سریالهای تکراری توجهی به خواست عموم مردم ندارند. مساله ای که علاقمندم درباره اش توضیح بدهم درباره ژانری است که در گاندو کار کردیم. می دانیم که در ایران برخلاف کشورهای دیگر چیزی به نام کارآگاه خصوصی وجود ندارد و هر پرونده فکری و پرتعلیق به نهادهای امنیتی منتقل میشود. برای همین این کار متفاوت است و نباید انتظار داشته باشیم داستانهایی مثل آثار آگاتا کریستی یا کانن دویل که آثار شرلوک هولمز براساس داستانهای آن ساخته شد، به وجود بیاید. شرایط پلیسی در ایران باعث میشود که کمتر نویسنده ای امکان قصه نویسی پیدا کند. باید من نویسنده این را توجه کنم که مردم هوشیار ما با آثار سطحی سرگرم نمیشوند و دسترسی امروز مردم به سریالها و فیلمهای دنیا به لحظه است. من همه تلاش خود را کردم که در گاندو هم به روز باشم و هم جریان سازی کنم نه اینکه روی ریل قبلی حرکت کنم. برای همین هم در انتخاب موضوع و هم در ساختار نگارش فیلمنامه گاندو تلاش بر جریان سازی بوده است.

سریال گاندو

بازخوردها نسبت به گاندو را چگونه ارزیابی می کنید؟

میگویند پیشگامان خطر گاه خطا میکنند. هر خطری میتواند امکان خطا هم داشته باشد و براساس همین آزمون خطاها میتوان پیشرفت کرد. تولید آثاری مثل گاندو این امکان را به بقیه میدهد تا دست به خطرات جدیدی بزنند و از تجربه قبلی هم درس بگیرند. ضمن اینکه سطح هوش اجتماعی و سیاسی جامعه بالا میرود. به طور حتم نسل با استعدادتری بعد از ما می آیند که آثار بهتری خواهند ساخت و ما باید این تجربه را برای نسل های بعدی مهیا کنیم و از خطر و نقد نترسیم.

سریال گاندو

گاندو برای آرش قادری نسبت به فیلمنامه هایی مثل «هوش سیاه» تجربه تازه و رو به جلویی بوده است؟

حتما همینطور است. من فکر میکنم سریال هوش سیاه از نظر تعلیق ها و پیچیدگی های فیلمنامه و موضوع یک پنجاهم گاندو هم نیست. در گاندو امکانات فکری من نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است. وقتی درباره نهاد امنیتی حرف میزنیم یعنی درباره من و همه افراد یک جامعه حرف میزنیم که خیلی از موارد آن ناپیدا است. ما در گاندو به مردم میگوییم که امنیت امروز ایران مدیون هوش جمعی و نهادهای امنیتی است که بدون چشمداشت خاصی از همه چیز خود میگذرند تا من و شما با امنیت در این جامعه زندگی کنیم. اگر آن تلاشها نبود بطور حتم در زندگی مردم اختلال ایجاد میشد و این یک واقعیت غیرقابل انکار است. پرونده های امنیتی به همه موضوعات مرتبط میشود، از دارو و گوشت گرفته تا اطلاعاتی که ممکن است از کشور خارج شود. اینها جذابیتهای نگارش برای یک فیلمنامه نویس را بالا میبرد.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.