يكشنبه, 27 مرداد 1398
کد خبر: 11262
چگونه عروسک فرنگی ها دلبری کردند؟!

جناب خان هم کپی از آب درآمد

آوینی فیلم: کودکی ها را با عروسکهایمان میشناسیم. با شخصیتهای کارتون ها و عروسکهایی که برایمان قصه ساختند. اما ما به تدریج مجذوب عروسک فرنگی های بیگانه شدیم و همه چیز را باختیم.
آوینی فیلم

با «مرضیه برومند» درباره عروسک‌ها که صحبت می‌کنیم، با داغ بودن بحث و صدای منحصربه‌فردش موضوع به سمت درستی هدایت می‌شود؛ حس می‌کنم عروسک با روح و جانش گره خورده و صحبت کردن درباره آن‌ها را دوست دارد، «برومند» می‌گوید: «بحث عروسک‌ها بسیار مسئله جذابی است! عروسک به مثابه اسباب‌بازی از سن کودکی در زندگی بچه‌ها چه پسر و چه دختر نقش دارد. البته هر زمان اسم عروسک برده می‌شود بیشتر یاد اسباب‌بازی‌هایی که دخترانه است، می‌افتیم، اما به نظر من همه اسباب‌بازی‌ها عروسک هستند یعنی بازیچه‌اند، که در پرورش روح و ذهن بچه‌ها نقش مهمی دارد.» به گزارش مهر،برومند با یادی از عروسک کودکی‌اش، ادامه می‌دهد: «در زمان گذشته، زمانی که کودک بودم بازار از اسباب‌های امروزی که بیشتر آن‌ها وارداتی هستند، اشباع نشده بود، بنابراین اسباب‌بازی‌های ما دست‌ساخته‌های پدران و مادرانمان (بیشتر مادرها) بود که بازیچه‌هایی ساخته شده از طبیعت بود که برای اینکه ما را سرگرم کنند برایمان می‌ساختند. گاهی این اسباب‌بازی به شکل عروسک (سر، دست، چشم و ابرو و بدن) بود و گاهی هم دوک، فرفره، الک دولک و بسیاری دیگر از اسباب‌بازی‌ها، که هر کدام گویای فرهنگ آن منطقه، شهر یا روستا بود. به نظر من شکل امروزی اسباب‌بازی‌ها از زمانی‌که تبادلات فرهنگی رخ داد و فرهنگ دیگر کشورها وارد ایران و تبدیل به فرهنگ مسلط هم شد، شاهد عروسک‌های فرنگی با موهای بور، چشم‌های آبی، لباس‌های نه‌چندان ایرانی بودیم که فرهنگ ما را احاطه کرد و آرزوی هر کودکی بود که یکی از این عروسک‌ها را داشته باشد.»

«برومند» از عروسک فرنگی دختر همسایه که با کلی ناز و ادا به او و هم‌بازی‌هایش می‌داد تا با آن بازی کنند، می‌گوید: «‌به یاد دارم که در همان دوران کودکی، دختری هم‌سن و سال من (۷ یا ۸ ساله) در همسایگی ما بود، خاله‌اش از آلمان عروسکی برایش آورده بود که چشم‌هایش را باز و بسته می‌کرد، می‌خندید و گریه می‌کرد و تمام این اتفاقات به واسطه باطری در شکم عروسک رخ می‌داد، هر زمان به خانه‌اش می‌رفتیم، از او می‎‌خواستیم که عروسک را بیاورد تا بازی کنیم. عروسک در جعبه‌ای بالای کمدشان بود بعد از کلی ناز کردن عروسک را می‌آورد و به دست ما می‌داد تا با عروسک بازی کنیم.»

«برومند» گریزی به عروسک‌های «باربی» می‌زند که مادربزرگی برای کودکش این عروسک را ساخته و آرام آرام نزد همه شناخته شده و به این نقطه از معروفیت رسیده است و می‌گوید: «ما در زمینه عروسک فعالیت گسترده و مفیدی نداشتیم و می‌گوئیم که چرا باربی دنیای کودکان ما را گرفته، دلیل‌اش نبود جایگزین است همانند دیگر فعالیت‌هایمان. اگر احساس می‌کنیم فرهنگ غربی‌ها در کشور ما رخنه کرده، باید با محصولاتمان با آن‌ها بجنگیم، اما می‌بینیم که هیچ کاری صورت نگرفته است. ببینید، ۴ یا ۵ سال پیش از «بنیاد مهر رضا» که گویا به عنوان بنگاه زودبازده تسهیلات می‌دهد و البته بعدها نامش تغییر پیدا کرد با من تماس گرفتند و گفتند که می‌خواهیم به شما وام بدهیم تا فعالیت‌ها مفیدی شکلی بگیرد. من گفتم که نمی‌خواهم کاری انجام بدهم و وام هم نمی‌خواهم اما پیشنهاد دادم اگر می‌خواهید کاری انجام دهید، روی عروسک‌های بومی و ملی ایران سرمایه‌گذاری کنید تا ما هم در «خانه عروسک» آن‌ها را طراحی کنیم و به نتیجه خوب و درستی برسیم! آن‌ها از این پیشنهاد استقبال کردند اما دو سال ما را آوردند و بردند ولی هیچ نتیجه‌ای نداشت. دو سال با همکارانم که یکی از آنان «هادی حجازی‌فر» بود، صحبت کردند، بعد گفتند برای اینکه به شما وام ۱۰۰ میلیونی تعلق بگیرد باید سند خانه گرو بگذارید؛ خلاصه کلی سند و مدرک گرویی از ما خواستند و نهایت بعد از دو سال رفت و آمد، به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم.»

او بیان می‌کند: «مسئولان فرهنگی ما فقط نشسته‌اند و طرح مسئله می‌کنند و می‌گویند که این کار باید انجام شود و آن کار باید صورت بگیرد، اما همه چیز در حد حرف باقی می‌ماند و به مرحله عمل نمی‌رسد. احساس می‌کنم آنقدر سنگ‌اندازی‌ها و مانع تراشی‌ها زیاد است که هیچ‌کدام از طرح‌ها به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. مثلاً طرح ما این بود که هم عروسک دختر و هم عروسک پسر طراحی کنیم تا در قالب فیلم یا سریال قصه‌های ایرانی را روایت کنند و این سریال میان بچه‌ها جا بیفتد و به محبوبیت برسد. زیرا هر اثری که سریالش مورد استقبال قرار می‌گیرد شخصیت‌های عروسکی‌اش هم به خوبی شناخته می‌شود و جامعه آن‌ها را می‌پذیرد. مثلاً عروسک «جناب‌خان» اگر قبل از کاراکتری که در برنامه «خندوانه» داشت، در بازار عرضه می‌شد کسی آن را نمی‌خرید. اما زمانی‌که شخصیت تلویزیونی آن محبوب و معروف شد عروسک آن هم طرفداران زیادی پیدا کرد، البته این نکته را به شما بگویم که خود عروسک «جناب‌خان» کپی شده است. متأسفانه ما در خیلی از کارهای نمایشی و به خصوص سریالهایمان به سمت کپی‌کاری رفته‌ایم! این در حالی است که ما طراحان بسیار خوبی داریم و اگر از کار این طراحان و عروسک‌سازانمان حمایت کنیم نیاز به این میزان از کپی‌کاری نیست.»

عروسک

«برومند» درباره عروسک‌ها و شخصیت‌های قدیمی می‌گوید: چند وقت پیش یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) مسئله ساخت عروسک‌های سنتی را مطرح کرد تا عروسکی مانند «عمو نوروز» ساخته شود، مثلاً ما عروسک عمو نوروز نداریم یعنی عروسکی که مناسب عرضه در زمان عید باشد و در خانه‌های مردم جای بگیرد؛ یا با ساخت انیمیشن و فیلم درباره آن، کودکان با عمو نوروز آشنا شوند. مردم حتی تصور درستی از چهره عمو نوروز ندارند و اکثراً قیافه آن را شبیه بابانوئل می‌دانند. در حالی که عمو نوروز در قصه‌های ما هیئت مشخصی دارد، قدش بلند و باریک است، ریش حنایی دارد، لباده پوشیده و شال سبز بر کمر بسته است، اصلاً چاق نیست، ولی ما چنین عروسکی به عنوان عمو نوروز در کشور نداریم یا اینکه مثلاً عروسک «سرما پیرزن» هم بامزه طراحی نشده است. یا دختر و پسر با چهره ایرانی که در برگیرنده همه اقوام باشد و بتواند لباس‌های متنوع و متعدد داشته باشد و بر تن کند، اصلاً کار نشده است. بعد می‌گوئیم که چرا کودکان ما باربی دوست دارند، البته این عروسک‌های باربی خیلی هم بی‌ریخت هستند من همیشه از آن‌ها بدم آمده است.»


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.