شنبه, 30 شهريور 1398
کد خبر: 11216
اثرات مخرب «سینمای دوم خرداد» در شبکه نمایش خانگی امروز

رقص روی شیشه با هدف تغییر سبک زندگی و تخریب نهاد خانواده

آوینی فیلم: اثرات وضعی سینمای دوم خرداد امروز در جامعه نمود دارد و خطر بزرگتر این است که سینمای دوم خرداد چندین ریشتر مخرب‌تر امروزه در سریال‌های شبکه نمایش خانگی ترسیم می‌شود و اثرات مخرب خود را ده سال بعد نشان داده است. در واقع جامعه‌ای که در سریال‌های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد (اسلامی) ارائه شده، بر اساس بورژوازی خیالی و مجازی ترسیم شده است و نسبت‌های واقعی را به بطن درام تزریق نمی‌کند.
آوینی فیلم

مسئولان اداره نظارت ارزشیابی به سریال «رقص روی شیشه» پروانه نمایش می‌دهند و مخاطب در متن سریال «رقص روی شیشه» با سینمای ورشکسته‌ای مواجه می‌شود که با قدرت پولشویی و سرمایه‌گذاران خارج از سینما اداره می‌شود و دفاتر سینمایی و دورخوانی فیلمنامه به اصطبل‌های اسب منتقل می‌شود.

در واقع سریال پیام مستقیم می‌دهد که سوداگران اقتصادی اداره‌کننده سینما هستند و اتفاقاً تغییر محل دفاتر به اصطبل‌ها بخشی از زیباشناسی حضور منابع مشکوک مالی در سینما نیست؟! و مسئولان اداره نظارت حضور بنگاه‌های قدرت و ثروت در سینما را قبول ندارند! به گزارش تسنیم، روایت «رقص روی شیشه» با «رعنا رخشان» (مهتاب کرامتی) آغاز می‌شود که تقریباً ده سالی از جریان اصلی بازیگری دور مانده است و به‌دلیل خواست همسرش یغما (بهرام رادان) از مدار اصلی سینما خارج شده است. یغما مردی است که همسرش را برای خودش می‌خواهد و نمی‌خواهد به‌واسطه فعالیت در سینما، عکس‌های همسرش در مجلات، بیلبوردها و سردر سینماها باشد.

روایت با این مطالبه آغاز می‌شود که «حق مرد» در مقابل «خواست زن» قرار می‌گیرد و این طیف از جماعت مؤلفان سینما، با طرح چنین ترفندهای نمایشی، به جنگی بزرگ، برای تغییر نامحسوس قوانین شرعی و عرفی رفته‌اند. حداقل اگر قانون را تغییر ندهند، مناسبات حاکم را بر اساس زن‌محوری رادیکال تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

عطش چنین تفکر و اندیشه‌ای بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌کنند و قرار است با محکومیت اراده مردانه، در چنین نمایشی، تسلط مردانه بر همسر، تمسخر و استهزای غیرت و دایره تسلط اجتماعی زنان را با چنین القائات نمایشی افزایش دهند.

آیا حضور اجتماعی زنان در جامعه ایران برتری نسبی به کشورهای مسلمان و یا غیرمسلمان ندارد؟

پس از  برتری‌جویی زنانه که خط اول فکری این سریال است، از ضرورت‌هایی است که دقیقاً از سریال‌های متوسط استانبولی به سریال‌های ایرانی منتقل شده است و این موضوع را در نظر بگیریم؛ نویسنده یک زن است.

خط دوم داستانی درباره شخصیتی به‌نام "میرخان" است که کپی‌شده "بزرگ‌آقا" (علی نصیریان) از سریال شهرزاد و "اویس تجنگی" از سریال "ممنوعه" است. کلیشه یک "بزرگ مافیایی" که سرحلقه قدرت است، باز هم از میان صدها سریال ترکی می‌آید که در چندین سال اخیر، موتیف سریال‌های شبکه GEMTV است.

پس از ناپدید شدن یغما (بهرام رادان) و حضور ادریس (امیر آقایی)، روابطی که خط داستانی را شکل می‌دهد فاش می‌شود. در گفت‌وگویی میان ادریس و لیلی (میترا حجار) گذشته کاراکترها را کشف می‌کنیم.

ادریس که داماد میرخان (مافیایی شبیه بزرگ آقای شهرزاد با حضور اکبر زنجانپور) است از دوره دانشجویی خاطرخواه و عاشق رعنا رخشان (مهتاب کرامتی) بوده و در مثلث تشکیل‌شده در دانشگاه، یغما موفق به ازدواج با رعنا می‌شود. ده سال پس از این وصلت، ادریس که صاحب قدرتی شده است، تلاش می‌کند یغما را در تنگای اقتصادی قرار دهد و با سوداگری زمینه ورشکست شدن او را فراهم کند تا جایی که این شخصیت روانه زندان شود. به‌زبان ساده‌تر مثلث ادریس، رعنا و یغما برای خلق یک توطئه برای ایجاد زمینه طلاق و ازدواج با زنی که شوهر دارد، ایجاد شده و این مثلث شوم، الگویی است که در سریال شهرزاد زاده شد.

قباد همسر سابق شهرزاد، با اینکه او با مرد دیگری زندگی می‌کرد، همچنان به‌دنبال جلب رضایت شهرزاد برای طلاق و ازدواج با او بود و کلی رویداد مافیایی پیوست به این درام می‌شد تا شهرزاد از فرهاد دماوندی جدا شود و با قباد ازدواج کند. خط اصلی سریال رقص روی شیشه همان خط اصلی روایت سریال شهرزاد است، هیچ تفاوتی نمی‌کند و تمامی جریان بیهوده پیچیده‌نمای مافیایی فقط به‌دلیل جدایی زن شوهردار از همسرش و ازدواج با خاطرخواه سابق است. این الگو داستانی در شبکه نمایش خانگی بسیار مد شده و در شبکه نمایش، موتیف نمایشی اغلب سریال‌هاست.

"زن"  در فصل معاصر تاریخ ایران موجود بسیار مقدسی است. وقتی "زن" تبدیل به کالای قابل رقابت برای به‌دست آوردن در متون نمایشی و سریال‌های تلویزیونی می‌شود، آیا می‌توانیم از سایر حقوق بانوان سخنی به‌زبان آوریم؟

این سریال‌ها وقتی جایگاه زن را تا مرتبه کالای رقابت برای به‌دست آوردن پایین می‌آورند، به‌تدریج ارزش‌ و اعتبار بانوان در جامعه از دست خواهد رفت. جامعه نخبگان نمایشی با سوداگران سینمایی کم‌دانشی مواجه هست که برای جلب مخاطبی که ذهنش آلوده به تم و روایت سریال‌های ترکی است، دست به هر سوداگری نمایشی می‌زنند.

در مجموعه تولیدکنندگان آثار نمایشی، با نمایش جمعیت خاصی از سوداگران اقتصادی مواجه هستیم که بنیان‌های زندگی‌های فراوانی را می‌توانند نابود کنند و ثروت‌اندوزی و حصول اموال نامشروع نشانه قهرمانی است. در حالی که طبقات متوسط اجتماعی به‌دلیل سیاست‌های اشتباه در همین دولت لاغرتر می‌شود و گستره خط فقر عمیق‌تر، این بورژوازی گسترده در امروز جامعه ماست، یا آموزش سوداگری نسخه‌ای برای ایران ده سال آینده است.

فراتر از این تحلیل‌ها، ترسیم‌گری آینده‌نگرانه سریال‌هایی نظیر «رقص روی شیشه» غیر از نابود کردن اخلاق عرفی در فرهنگ عامه، قصد ترسیم کردن جامعه‌ای را دارد که مفهوم حصول مال مشروع و نامشروع برایش از درجه اعتبار ساقط است.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.