يكشنبه, 17 آذر 1398
کد خبر: 10964
نقد فیلم سینمایی غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی

چه کسی تختی را کشت؟

آوینی فیلم: دیدن وضعیت فیلمی مثل غلامرضا تختی در کنار بسیاری از فیلمهای مبتذل و سخیفی که این روزها در حال اکران هستند و سازندگانشان ادعاهای بزرگی هم دارند، میتواند تاسف برانگیز و در عین حال قابل بررسی باشد.

مرتضی اسماعیل دوست: شاید مهمترین ریسک تولید فیلمی متفاوت درباره زندگی جهان پهلوان تختی را سازمان اوج متحمل شد. باورش سخت است که فیلمی درباره مهمترین شخصیت ورزشی و حتی فرا ورزشی ساخته شود و تکلیف یک اسطوره و یک جهان پهلوان در همان سکانس اول با نمایش خودکشی وی روشن شود. تصویری که باعث نقد و رویگردانی بسیاری از رسانه ها نسبت به فیلم زندگینامه ای غلامرضا تختی شد. اما میتوان به شکل دیگری به این ماجرا نگاه کرد. گروه سازنده با آگاهی کامل نسبت به واقعه ای تاریخی و همچنان مجهول از همان ابتدای فیلم تکلیف مخاطب را روشن کردند و به جای اینکه همانند بعضی دیگر از فیلمها بیننده را تشنه کسب ماجرایی جنایی قرار بدهند، مرگ قهرمان را به روشنی اعلام کردند. هدف سعید ملکان به عنوان ایده پرداز و بهرام توکلی به عنوان خالق فیلم، هدایت بیننده به سمت و سوی متفاوتی بود. اینکه به جای نمایش یک قتل طراحی شده یا نمایش جزئیات یک خودکشی برنامه ریزی شده به این سمت بروند تا بگویند که چگونه یک شخصیت برجسته محکوم به تنهایی میشود و به یک مرگ ناخواسته تن میدهد. اینکه چگونه عده ای ناغافل میتوانند به راحتی یک اسطوره را به زمین بزنند و جامعه چگونه میتواند پُرزورتر از کشتی گیران داخلی و خارجی در بیرون تشک کشتی تن قهرمانی مردمی را به خاک بنشاند.

 

فیلم غلامرضا تختی

فیلم غلامرضا تختی درباره مواجهه یک قهرمان و یک ملت است. ملتی که فراموشکار میشود و اسیر سیاست میگردد و قهرمانش را تنها میگذارد. بخشی از این اتفاق به دلیل جو پیش آمده در دوران ستمشاهی بود که سیاستهای فریبکارانه حکومت طاغوتی باعث ایجاد فاصله میان ملت با اسطوره شد و اگر قتل مستقیم جهان پهلوان توسط دستگاه پهلوی را مردود بدانیم، باز هم مسیر طراحی شده توسط وابستگان پهلوی به نوعی قتل قهرمان را رقم زد. از این جهت توکلی و ملکان برای تولید فیلم تختی مسیر ناهموارتری را انتخاب کردند. بطور حتم آنها میتوانستند با عدم نمایش مرگ تختی یا نمایشی دروغین از این اتفاق هم دل منتقدان را بدست بیاورند و هم شرایط بهتری در گیشه پیدا کنند. اما فیلم تولید شده علیرغم برخی ضعفها میتواند هم باعث ایجاد تفکر نزد بیننده آگاه شود و هم تبدیل به فیلم ماندگار زندگینامه ای در سینمای ایران شود. آنهم در سینمایی که شرح تصویری زندگینامه ها در آن خیلی کم پیدا میشود.

فیلم غلامرضا تختی ریسکهای دیگری را هم پذیرفت. مسیری که از ابتدا مشخص بود در سینمای ایران جواب نمیدهد. انتخاب تصاویر سیاه و سفید و عدم حضور ستاره های سینمایی در فیلم غلامرضا تختی یک انتخاب از پیش باخته بود اما باز هم در مسیر ماندگاری یک اثر سینمایی ایرانی میتوانست در عین مخاطره آمیز بودن توام با ماندگاری شود. هر چند بازی نامناسب بازیگر نقش اصلی فیلم نتوانست این اتفاق را رقم بزند. با این حال وجود هر بازیگر شناخته شده ای مثل امیر جدیدی که پیش از این قرار بود در فیلم نقش تختی را بازی کند، موجب ایجاد فاصله میان نقش با باوری واقعی میشد. فیلم در حال اکران غلامرضا تختی اگر چه شرایط مناسبی در گیشه پیدا نکرد و با وجود اینکه منتقدانی از جناحهای مختلف دارد، اما میتواند یک نمونه برای سینمایی باشد که تهیه کنندگانش یا دنبال انتخاب داستانهای مشابه با تولیدات سینمای پیش از انقلاب هستند یا تنها ریسک سرمایه گذاری را در تولید فیلمهای نازل کمدی می بینند. به طور حتم تشویق تهیه کنندگان کم پیدایی مثل سعید ملکان که به راضی کردن سرمایه گذار برای تولید فیلم متفاوتی مثل تختی اقدام میکند، فارغ از ضعفهای این فیلم میتواند یک اقدام امیدوارانه برای سینمای ایران باشد.

 

فیلم غلامرضا تختی

دیدن وضعیت فیلمی مثل غلامرضا تختی در کنار بسیاری از فیلمهای مبتذل و سخیفی که این روزها در حال اکران هستند و سازندگانشان ادعاهای بزرگی هم دارند، میتواند تاسف برانگیز و در عین حال قابل بررسی باشد.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.