چهارشنبه, 4 ارديبهشت 1398
کد خبر: 10489
نقد فیلم پیش پاافتاده «دیدن این فیلم جرم است» در جشنواره فیلم فجر

تقلید ناشیانه از آژانس شیشه ای توسط حوزه هنری

آوینی فیلم: با وجود تبلیغاتی که در فضای مجازی برای فیلم «دیدن این فیلم جرم است» به وجود آمده اما با تماشای این فیلم نه تنها دغدغه انقلابی برآورده نمیشود بلکه شاهد یک فیلم الکن، شعاری و بدون منطق در درام میشویم که بیهوده میخواهد تنش سینمایی به وجود بیاورد و به شکل پلاستیکی به تقلید از فیلم درخشان آژانس شیشه ای دست بزند.
آوینی فیلم

 با وجود تبلیغاتی که در فضای مجازی برای فیلم «دیدن این فیلم جرم است» به وجود آمده اما با تماشای این فیلم نه تنها دغدغه انقلابی برآورده نمیشود بلکه شاهد یک فیلم الکن، شعاری و بدون منطق در درام میشویم که بیهوده میخواهد تنش سینمایی به وجود بیاورد و به شکل پلاستیکی به تقلید از فیلم درخشان آژانس شیشه ای دست بزند.

تسنیم با انتقاد از ماهیت فیلم «دیدن این فیلم جرم است»، نوشت: فردی با تابعیت یک کشور استعماری قدیمی، در هنگام مستی، در وسط خیابان‌های پایتخت یک کشور اسلامی-انقلابی، به یک زن باردار متشرع تعدی می کند، تعدی چندباره که منجر به سقط جنین زن متشرع می شود. از قضاء، همسر این خانم قربانی، عضو نهاد نظامی آن کشور است که در خط مقدم مقابله با نفوذ آن کشور استعماری قرار دارد که پیرمرد مست تعدی‌کننده، تابعیت آن را دارد. مرد به دام نیروهای زیرمجموعه‌ی همسر زن قربانی می افتد. بدیهی است که انتظار شرعی، عقلانی، عرفی، انقلابی و ملی این است که فرد تعدی کننده که در واقع دوتابعیتی است، بازداشت، محاکمه و به شدیدترین مجازات ممکن برسد، اما... .

پیش چشم حیرت‌زده همسر زن و نیروهای او که جوانانی به شدت معتقد به آرمان‌های ان کشور انقلابی هستند، تقریبا(بلکه تحقیقا) همه (تاکید می‌کنیم همه) ارکان حکومت «اسلامی-انقلابی» برای آزاد کردنو دلجویی از پیرمرد متجاوز مست، بسیج می شوند! ارشدترین مقامات امنیتی آن کشور، فرزند ذینفوذ یک عالم دینی(که همه نیروهای دستگیرکننده فرد متجاوز به آن عالم دینی ارادت دارند)، عوامل نهادهای نظامی مختلف و....همه و همه برای دلجویی و آزادی پیرمرد بسیج می شوند، و در این میان، یکی از مسوولان امنیتی که لباس عالمان دینی را بر تن دارد، بیش از همه خود را به آب و آتش می زند. در اواسط ماجرا، دلیل این بسیج همگانی و به آب و آتش زدن مسوولان آن کشور، معلوم می شود: فشار سفارت‌خانه کشور استعماری. عوامل پایگاه نظامی که مرد متجاوز را برای اجرای «عدالت» به گروگان گرفته‌اند، خلع سلاح، و مرد متجاوز در میان بدرقه مسوولان تراز اول امنیتی و نظامی کشور آزاد و دلجویی می شود. کل هزینه‌ای که این فرد می دهد، فشردن سخت دست او توسط همان «عمو»ی مورد نظر است. و یک «پایان باز»...

منطقی‌ترین و بدیهی‌ترین نتیجه‌ای که مخاطب این داستان می تواند بگیرد این است: کشور انقلابی، دیگر به هیچ عنوان «انقلابی» نیست. مسوولان آن بلااستثناء عافیت‌طلب و «بی غیرت» شده اند. جوان‌های سر و دل‌سپرده به انقلاب آن کشور، در نهایت «قربانی» خواهند شد و اگر حتی به ناموس آن‌ها در وسط خیابان‌های پایتخت تعدی شود، از سوی حکومت وادار به «سکوت» خواهند شد، چرا که همه آن‌ها از «سفارت» حساب می برند. سخن کوتاه کنیم، آیا حکومت چنین کشوری، کوچک‌ترین ارزشی برای پایمردی و ایستادگی پای آرمان‌های آن دارد؟

این عصاره‌ی فیلمی است که با عنوان یک فیلم «انقلابی» و «ارزشی» در روزهای اخیر در جشنواره فیلم فجر، در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به نمایش درآمد: «دیدن این فیلم جرم است»

این فیلم، که حدودا 90 دقیقه پمپاژ سیاهی و 90 دقیقه تصویر چرک و سراپا دل‌آزاری از وضعیت جمهوری اسلامی ایران در 40 سالگی آن است، با بودجه نظام و توسط حوزه هنری «سازمان تبلیغات اسلامی» ساخته شده است، و چه عیدی خوبی حوزه هنری در 40 سالگی انقلاب به بچه‌های انقلاب داده است!

در حالی که رهبر فرزانه انقلاب، که خود «انقلابی‌ترین» چهره روی زمین است و 30 سال است بار انقلاب را به دوش گرفته و از گردنة‌های هولناک به سلامت عبور داده است، به صراحت از «روشنی» آینده می گوید، و از این که آینده از آن «بچه حزب اللهی»هاست، وقتی ایشان همواره و همیشه، حتی مواقعی که با بصیرت و فرزانگی به نیروهای انقلاب و مسوولان حکومت هشدار می دهند، پایان سخن را با باز کردن دریچه‌های امید و روشنی می بندند، چرا چنین شده که کسانی خود را «بصیر»تر و «انقلابی»تر از رهبر جانباز و شهید زنده انقلاب می بینند؟


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.