شنبه, 5 مهر 1399
کد خبر: 10459
پروانه معصومی از اهمیت دیدارش با رهبری و چگونگی تقسیم نقشها در میهمانی ها می گوید

شاید من یکی از بازیگرانی بودم که از من خوششان نمی‌آمد

من مسیری را که انتخاب کردم فکر می‌کنم درست بود. باز هم اتفاق بیفتد همان مسیر را انتخاب می‌کنم؛ برای من اهمیتی ندارد کنار بگذارند یا نگذارند. خدا را شاکرم که آنقدر نیازمند پول سینما نبوده‌ام و نیستم که مجبور بشوم هرکاری را قبول کنم. یا هر‌چیزی که به من پیشنهاد بدهند آن را قبول کنم و جلو بروم.
آوینی فیلم

 پروانه معصومی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، درباره اهمیت دیدارش با رهبری و حواشی بعد از آن گفت: در آن لحظه‌ای که می‌رفتم برای من فقط دیدار با رهبرم اهمیت داشت هیچ‌کدام این‌ها مهم نبود. البته که نمی‌توانم بگویم دلایل کنار گذاشتن من سیاسی یا از روی غرض بوده است. چرا که همیشه یک عده‌ای هستند برخی از بازیگران را دوست دارند و آن‌ها را پرورش می‌دهند. یک عده هم که ترکیب بازیگران سینما با نظر آن‌ها چینش می‌شود از یک عده بازیگر خوششان نمی‌آید. سعی می‌کنند آن‌ها را کنار بزنند. شاید من یکی از بازیگرانی بودم که از من خوششان نمی‌آمد. شاید به این دلیل باشد که من زیاد در گروه‌شان نبودم. من آنقدر دور از گعده هنر و هنرمندان بودم و هستم که برخی اوقات فکر می‌کنم من مگر هنرمندم! من برای خودم زندگی‌ام را انجام می‌دهم و گاهی فیلمی هم بازی می‌کنم. با کسانی که بازیگر سینما هستند و خودکشی می‌کنند که نقشی به آن‌ها داده شود. به قول یکی از بازیگران که نقش‌ها در مهمانی‌ها تقسیم می‌شود من نیستم و نمی‌خواهم نقش بگیرم. نه در مهمانی می‌روم و نه تلاشی می‌کنم که نقشی به من داده شود. هر وقت نیاز باشد و بخواهند از من دعوت می‌کنند.

پروانه معصومی افزود: یک مقداری آدم‌ها سخیف هستند و نمی‌توانم بگویم اصلاً شخصیت دارند. ولی من از روی عقیده شخصی‌ام گفته‌ام و می‌گویم که رهبر انقلاب را دوست دارم و همیشه هم گفته‌ام از روی اجبار کاری نکرده‌ام. چرا که یک کسی به من گفت به زور شما را بردند و گفتم من با "کله" رفتم. حقیقتاً وقتی من را دعوت کردند نفهمیدم چطوری از شمال به تهران رسیدم. ولی بعد از آن داستان خیلی مورد هجمه سنگین برخی از دوستان قرار گرفتم. باید از آن‌ها پرسید که چرا این کارها را کردند؟ البته برای من هیچ‌وقت اهمیت نداشته و ندارد.

وی ادامه داد: من مسیری را که انتخاب کردم فکر می‌کنم درست بود. باز هم اتفاق بیفتد همان مسیر را انتخاب می‌کنم؛ برای من اهمیتی ندارد کنار بگذارند یا نگذارند. خدا را شاکرم که آنقدر نیازمند پول سینما نبوده‌ام و نیستم که مجبور بشوم هرکاری را قبول کنم. یا هر‌چیزی که به من پیشنهاد بدهند آن را قبول کنم و جلو بروم. به هر حال من آدم قانعی هستم و قناعت می‌کنم، بلندپروازی‌های آن چنانی ندارم و خیلی حرف‌ها هست که پای تلفن نمی‌توانم بگویم شاید یک زمانی شروع به نوشتن کنم تا خیلی‌ها بفهمند بعد از آن دیداری که داشتم چه اتفاقاتی برای من افتاد. واقعاً چرا فقط آنقدر روی من حساس شدند؟ زیرا خیلی‌ها به این دیدارها می‌روند.

این بازیگر پیشکسوت درباره دیدار با رهبری افزود: اطلاع داشتم که قرار است من هم جزو سخنرانان دیدار رهبر انقلاب باشم. به همین‌خاطر یک یادداشت‌هایی برداشتم؛ یادم می‌آید موقعی که از گیلان(منزلم) به تهران می‌آدم همان لحظه در ایوان، احساس کردم زنبوری مرا نیش زد. من به نیش زنبور حساسیت دارم و باید سریع به بیمارستان بروم. داد کشیدم، همسر و پسرم ایستاده بودند از آن‌ها خواستم من را به بیمارستان برسانند تا آمپول خاص نیش زنبور به من تزریق شود. آن‌ها شروع به خندیدن کردند و گفتند اتفاقی نیفتاده، شما فکر می‌کنید که زنبور نیش‌تان زده! بالاخره راه افتادم و شب به منزل خواهرم رسیدم تا آماده بشوم برای دیدار فردا. اما صبح همان روز یک تب وحشتناکی پیدا کردم و خیلی حالم بد شد. حتی یادداشت‌هایی که برداشته بودم نیز اشتباهی با خودم بردم. کنار "افسانه بایگان" نشسته بودم، به او گفتم: "ای بابا! افسانه یادداشت‌هایم را اشتباه آوردم." حرکت کردم پشت تریبون بروم. از آن جایئکه حضرت آقا آرامش وصف‌ناپذیری دارند آن آرامش منعکس شد. چنان آرامشی داشتم انگار نه انگار یادداشت‌هایم را فراموش کرده‌ام. در حضور کسی که بالاترین مقام مملکت و حتی رهبر کل شیعیان جهان است صحبت می‌کردم آنقدر آرام بودم که حد نداشت.

وی در ادامه گفت: واقعاً آدمی خیلی خوش‌بینی هستم؛ آدم‌هایی که این کارها را نسبت به دیگرانی که به زعم خودشان کار درستی انجام دادند کارهایی می‌کنند ضعف آن‌ها می‌دانم. زیاد کینه ندارم و این فشار آوردن‌ها و هجمه‌پراکنی‌ها اهمیتی ندارد. چون فکر می‌کنم به قول پدرم «خدا جای حق نشسته است». من فکر می کنم حق به حق دار می‌رسد، هرکاری بکنند و هرچه بگویند. در خیابان آن مرد بینی عمل‌کرده بخواهد یک طوری من را بزند، من البته خودم از پس او برآمدم. من گفتم طوری می‌زنم که نقش زمین بشوی فکر نکنید با یک زن طرف هستید! ولی آن‌ها کوچکی و حقارت خودشان را ثابت کرده‌اند و هنوز هم می‌کنند. شما وقتی بتوانید یک کاری را درست انجام بدهید فکر نکنید پیامدهایش چه خواهد شد کار درستتان را انجام بدهید و مهم نیست که هرکسی هرچیزی بگوید.

منبع: تسنیم

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.